#انگیزه.ای.برای.عشق

#انگیزه.ای.برای.عشق
#پارت22
به مسیر رفتنش خیره
_چرا انقدر بدجنسی
صدای جیسو بلند شد
_دوست داره!
برگشتم سمتش بهش خیره شدم با پوزخند گفتم
_چرا جک میگی ها؟؟
جیسو لبخندی زد
_میتونم حس کنم که دوست داره
_اون دوستم نداره فقط به فکر خودشه
_تو دوسش داری؟؟؟
_خیلی زیاد
_خوبه
خیلی خسته بودم از همه تو این عمارت بدم میومد بغر تهیونگ با اینکه باهام بده ولی دوسش دارم
صدای جیمین بلند شد
_جنی
برگشتم طرفش
_بله؟؟!
_بیا داخل اتاقم
_باشه
رفتم سمت اتاقش
_جیمین کارم داشتی
_باید فرار کنی
چشمام گرد شد
_ب... برای چی
_مامان میخواد تورو بکشه
به زمین خیره شدم
_من نمیتونم فرار کنم درکم کن❤❤❤❤❤❤❤
دیدگاه ها (۲)

:Part8 جیمین ساف ایستاد و توی چشم های مرده روبروش خیره شد......

من و نامجون در این فیک هم خونه و هم دانشگاهی هستیم

چند پارتی (درخواستی)

وقتی دیر میای خونه(part 1)ساعت یک بامداد بود در کلاب رو پشت...

پارت ۸

**پارت ۲۵**صدای لرزانِ یونا پشتِ درِ اتاق پیچید، اما جونگکوک...

part 2

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ³ویو اتحدود نیم ساعت از رفتن مامانم...

Seven

چند پارتی.. وقتی مجبوری با رئیست سفر کاری بری.. Part 1(ویو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط