عمارت اون مافیای ترسناک. پارت۷

عمارت اون مافیای ترسناک پارت ۷

ات ویو :
با اجوما رفتیم دم در اتاق[پ،ج،ج]
اجوما در زد پ ، ج، ج با صدای بم و جذابی گفت: بیا تو

اجوما در رو باز کرد و من هم پشت سرس رفتم داخل و در رو بستم

اجوما: ارباب این دختر جای یکی از خدمتکاری که رفته اومده

ته : کلا دو نفر رفتن یکی اومده جای سورا و فقط فکر کنم یونا بود آره پارک یونا جایگزین نداشت ، اون دختر تویی؟

ات: بله

ته: اجوما برو بیرون.

اجوما: چشم ارباب
اجوما رفت بیرون اتاق

ته: خب دختر جون اسمت چیه ؟ کمی سرد

ات: ات آقا، ژارلی ات ، کره ای نیستم و پدرم انگلیسی و مادرم کره هست.

ته تو دلش: باهوشه حدس زد سوال بعدیم چیه.

ته: خب اینجا قوانین خودش رو داره باید تا ساعت ۱۱ یت ۱۲ اینجا کار کنی و دوباره ۵ و نیم صبح کارت رو شروع کنی و چون فاصله ی زمان کاری خیلی نزدیک به همه اینجا خدمتکارانت ها می مانند و در اتاق خدمتکار ها زندگی میکنن تو هم میتونی اونجا بمونی (کمی سرد)

! با خودم فکر کردم خیلی میره پیش مادر ، مامان قبلا سابقه ی سکته در خواب رو داشته دکتر گفت اگه دوباره تکرار بشه عوارض خیلی بدی خواهد داشت تازه اگه مامان زنده بمونه ، نه نه نمیتونم اینجا بمونم هر ساعتی هم شده باید برم پیش مامان ، مامان غیر من هیچ کس رو نداره. اینجا نمیمونم .

ات : متاسفم آقا اما من اینجا نمیمونم مطمئن باشه زمان های کاری دقیق و درست باشه اما من خونه ی خودم میمونم بابت پیشنهاد ممنونم. ( مؤدبانه )

(وقتی ته تو دلش حرف میزنه علامت / میزارم)

/اول که دختر اومد تو با خودم گفتم تنها خدمتکاری که به نظر میاد هرزه نباشه اونا هرزگی از قیافش ن می‌ریخت ولی آنقدر هرزه هست که احتمالا هر شب باید زی.ر ی.ک.ی باشه و نمیتونه یه شب هم هرزگی نکنه اشتباه در موردش فکر میکردم.

ته: هر جور راحتی .( سرددد)
خب میتونی بری از امروز یا نه الان کارت شروع میشه در باره ی حقوق هم ~~~یورو حقوق خدمتکار ها هست .

! پشمام خیلیییی حقوقش زیاده باید هر جوری هست این شغل رو واسه خودم نگه دارم.

ات: باشه آقا.

ته: مرخصی.

ات: بله ، با اجازه.

/ولی دختر خوشگلی بود .



شرط
ایدی یه اسکل که کلی به کره و بی تی اس هیت داده رو میزارم فوش بارونی کنید اگه خوب انجام بشه تا چند پارت شرط نداریم و پارت قبلی هم با اینکه نرسیده میزارم فقط به شرط فوش بارون کردن اون کونی

خوشگلام ۷ پارت باید بزارم ولی امشب یکی میزارم مامانم اینا شبا گوشیم رو میگیرن ساعت ۱۱ الان یواشکی این رو میزارم فردا که بیدار بشم به جای شش پارت مانده ۷ پارت میزارم برای جبران
دیدگاه ها (۹)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

پارت۴

گمشده در روشنایی. P 4

THE FIRST KISSPART: 3ات: الو سلام &: خب میای یا بیام ببرمش ا...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

مربی موتور سوار

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

My dady پارت ②①تهیونگ: با توام... ات: پول درمیوردم«آروم» تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط