فیک تهیونگ
پارت ۱۲
ویو ات
داشت میومد سمتم که
+ : چیکار میکنی
_ : بوست میکنم
+ : عزیزم شوهری وقتی یونا اومده بود یعنی مامانت کارمون داره
_ : عه راس میگی بدو
رسیدیم پایین دیدیم میز صبحونه چینده شده و منتظر ماعن
+ _ : سلام مامان صبح بخیر
م _ : سلام پسرم سلام عروسم صبح شما هم بخیر بیاید سر میز
رفتیم سر میز نشستیم نون توست رو برداشتم نوتلا زدم رو میخواستم بخورم که مامانم زنگ زد
( مکالمه )
+ : الو مامانی
م + : سلام دخترم ما امشب کار داریم میتونی اونجا برا فقط امروز بمونی
نگاه تهیونگ کردم که نگام کرد
+ : بت خبر میدم اگه نشد میرم خونه هایون اونی
م+ : پس یعنی آره
+ : اومم
م + : خدافظ
( پایان مکالمه )
_ : چی گفت
+ : هیچی گفت امشب نیا خونه
_ : چرا
+ : گفت کار دارم میخوان تشکیل بچه دوم بدن وای به من مستقیم اینو نگفت اما من میشناسمشون
_ : تو خیلی بامزه ای ( مرد بچم از خنده )
+ : نخند جدیم
_ : آخه تشکیل بچه دوم چیه
+ : تو که اصلا نمیدونی چیه
_ : حیحی بمون پیش خودم
+ : دلم واسه اونی تنگه آخه میرم اونجا اگه کوک اونجا بود به تو هم میگم بیای
_ : باشه
زنگ زدم به هایون ( رو بلند گو )
* : الو جونم ازت خبری نی
+ : قربونت از مامان بابات چه خبر
* : هیچی قربونت تو چی مامانت بابات
+ : هیچی قربونت فقط امشب لالاعه
* : یاع یاع یاع خدا لنتت کنه
+ : جدیم
* : مامان منم لالاعه
+ : چع من از خونه معوفم
* : یایاع یاع یاع منم یاع یاع
+ : پَ کجایی
* : خونه کوک
+ : منو بگو که میخواستم بیام پیش تو
* : خدا مرگت بده روزمو ساختی اینقدر خندیدم
+ : مرسی بیب
_ : ( نگا ات میکرد با چشم ها از حدقه دراومده )
* : مرسی
+ : گوشی رو به جونکوک
* : باشه
# : الو بله زن داداش خوبی کارم داری
+ : الو میخوام امروز زنتو بدزدم ساعت ۴ بریم بار
# : منم بدزد
+ : نمیتونم تورو بلند کنم اما ته میتونه
# : هیونگ هم هس
+ : آره ته نمیزاره من بدون اون برم تا سر کوچه بعد بزاره برم باررر
# : یاع باشه پس ماهم میایم
+ : اوکی بای
صبحونه خوردم
+ : عشقم من برم بخوابم
_ : باشه
رفتم بالا و تخت دراز کشیدم یکم با گوشیم ور رفتم و خوابیدم
ادامه دارد .......
ویو ات
داشت میومد سمتم که
+ : چیکار میکنی
_ : بوست میکنم
+ : عزیزم شوهری وقتی یونا اومده بود یعنی مامانت کارمون داره
_ : عه راس میگی بدو
رسیدیم پایین دیدیم میز صبحونه چینده شده و منتظر ماعن
+ _ : سلام مامان صبح بخیر
م _ : سلام پسرم سلام عروسم صبح شما هم بخیر بیاید سر میز
رفتیم سر میز نشستیم نون توست رو برداشتم نوتلا زدم رو میخواستم بخورم که مامانم زنگ زد
( مکالمه )
+ : الو مامانی
م + : سلام دخترم ما امشب کار داریم میتونی اونجا برا فقط امروز بمونی
نگاه تهیونگ کردم که نگام کرد
+ : بت خبر میدم اگه نشد میرم خونه هایون اونی
م+ : پس یعنی آره
+ : اومم
م + : خدافظ
( پایان مکالمه )
_ : چی گفت
+ : هیچی گفت امشب نیا خونه
_ : چرا
+ : گفت کار دارم میخوان تشکیل بچه دوم بدن وای به من مستقیم اینو نگفت اما من میشناسمشون
_ : تو خیلی بامزه ای ( مرد بچم از خنده )
+ : نخند جدیم
_ : آخه تشکیل بچه دوم چیه
+ : تو که اصلا نمیدونی چیه
_ : حیحی بمون پیش خودم
+ : دلم واسه اونی تنگه آخه میرم اونجا اگه کوک اونجا بود به تو هم میگم بیای
_ : باشه
زنگ زدم به هایون ( رو بلند گو )
* : الو جونم ازت خبری نی
+ : قربونت از مامان بابات چه خبر
* : هیچی قربونت تو چی مامانت بابات
+ : هیچی قربونت فقط امشب لالاعه
* : یاع یاع یاع خدا لنتت کنه
+ : جدیم
* : مامان منم لالاعه
+ : چع من از خونه معوفم
* : یایاع یاع یاع منم یاع یاع
+ : پَ کجایی
* : خونه کوک
+ : منو بگو که میخواستم بیام پیش تو
* : خدا مرگت بده روزمو ساختی اینقدر خندیدم
+ : مرسی بیب
_ : ( نگا ات میکرد با چشم ها از حدقه دراومده )
* : مرسی
+ : گوشی رو به جونکوک
* : باشه
# : الو بله زن داداش خوبی کارم داری
+ : الو میخوام امروز زنتو بدزدم ساعت ۴ بریم بار
# : منم بدزد
+ : نمیتونم تورو بلند کنم اما ته میتونه
# : هیونگ هم هس
+ : آره ته نمیزاره من بدون اون برم تا سر کوچه بعد بزاره برم باررر
# : یاع باشه پس ماهم میایم
+ : اوکی بای
صبحونه خوردم
+ : عشقم من برم بخوابم
_ : باشه
رفتم بالا و تخت دراز کشیدم یکم با گوشیم ور رفتم و خوابیدم
ادامه دارد .......
- ۲۴.۲k
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط