{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌹 prva:

🌹 prva:
خیلی آدم عجیبی بود،
راستش همیشه باهاش هیجان داشتم و از طرفش منتظر یه درخواست ساده اما غیرمنتظره بودم،
یک هفته ای از آشناییمون میگذشت،
همیشه بهم میگفت تو منو از صدقه سر چشمات داری
من عاشق چشمات شدم اون اول، بعد خودت
《 بعدم یه خنده ی ریزی تحویلم میداد که حرص میخوردم 》
هم حس خوبی بهم داد این حرفش، هم ته دلم به چشمای خودم حسودیم میشد
《 خیلی عجیبه نه؟ به چشمای خودم حسادت میکردم ...》
کم کم چند ماه بود که از رابطمون میگذشت،
همیشه میبردتم جاهای دور از هیاهوی شهر، مخصوصا جاهایی که بشه ازش همه شهرو دید،
بهم میگفت فقط ده دقیقه کل حواستو بده به من، تو چشمام نگاه کن تا حالم خوب شه
روز به روز بیشتر به چشمام حسادت میکردم،
دیگه کم کم کارم به جایی رسیده بود که همیشه عینک آفتابی میزدم، یکم بعد روو آوردم به لنز گذاشتن
عصبی میشد، ناراحت میشد، قهر میکرد
دیگه تووی قرارامون نمیگفت بشین توو چشمام زل بزن تا حالم خوب شه
سرد شده بود!
عجیب بود اما انگار
اون فقط عاشق چشمام بود،
بعدها که جدا شدیم فهمیدم
اون همیشه توو چشمای قهوه ای من، دنبال یه دختری بود که سالها قبل گم کرده بود
دختری که وجه مشترکمون باهم،
فقط رنگ چشمامون بود...
همین

#پرےآ_رمضان_زاده
@anytexthere_channel
دیدگاه ها (۳)

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار بدون میکاپ مارو میبینن و ...

دنیا انیمه ℙ𝕒𝕣𝕥1سئورا دختری عاشق انیمه ومانهوا های تخیلی با ...

محو زیبایی او پارت ۴۳ویو رزا با درد زانو به خودم میپیچیدم! ک...

برده عمارت جئون

کپشننن فرشته هایی نازنینم🙃💘عروسک من😈🔞پارت شصت و نُهبه ارومی ...

پارت ۱ویو ا.ت ( سوجون ) اسمی که ازش متنفرم با بغض داشتم بهشو...

professor Riddle,p51

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•• #گوسفند_منه🐏🌼 •• #Part_7اقای مینگ هو هلک و ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط