{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💗🤍

اسم داستان: عشق دیرینه💗
پارت: 2

لئو (لئو همون لئوناس هست من بهش میگم لئو) رفت پیش پدرش لوسیفر و گفت:
لئو: پدر لوسین عکسای منو گم کرده خیلی احمقه
لوسیفر: بیا بریم ببینیمش
لوسیفر و لئو رفتن پیش لوسین دروباز کردن لوسین یه گوشه اتاق نشسته بود و گریه میکرد
لوسیفر موهای لوسین گرفت و بهش گفت:
لوسیفر: از این به بعد خواستی هر کاری بکنی اجازه بگیر
بعد لوسینو گذاشت زمینو رفت بیرون لئو یه پوزخند زد و رفت لئو فردای ان روز دوباره رفت پیش لوسین و الکی با او دعوا کرد لوسین لئو محکم گرفت پرتش کرد اونور لئو محکم سرش خورد به دیوار و بیهوش شد...........
دیدگاه ها (۶)

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۶ (از زبان راوی) مکان ...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت۹+(کله وجودش میلرزید)س س سونی ع عربده ن نکش-(...

Intertwined fate of two enemies-part 1

(کشتار مافیا) «پارت 1»11سال قبل گو هاجین: لطفا بهمون رحم کن ...

ران با دیدن این صحنه دستشو مشت کرد وعصبانی شد نه بخاطر نانسی...

رمان دختر خاص پارت 29ات و وونی وارد کلاس شدن. سه پسر هم پشت ...

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

part45. . با صدای دست و پا زدن بوم همه بهشون خیره شدن°هیونگ!...

پشت نقاب عشق 💗صبح روز بعد، نور آفتاب از پنجره‌های بزرگ عمارت...

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط