«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت۹
«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت۹
+(کله وجودش میلرزید)س س سونی ع عربده ن نکش
-(سونگمین یادش افتاد که ا.ت فوبیا ی شدیدی به صدای بلند داره)(صداشو خیلی اروم کرد) معذرت میخوام (محکم گردن مادرشو ول کرد و پرتش کرد اونور)
•(سرفه کرد) لعنت بهت پسره ی نحس (باصدای گرفته) بخاطر تو رفیقت مرد اره تق...(سونگمین لگد زد توی شکمش)
-خفه شووووووووو (عربده)
•اخخخ عوضیییی😭درد دارهههههه. تقصیره توعههههعه اون بخاطر تو مردددددد
-(سونگمین یقه مادرشو گرفت و بلندش کرد) مگه نمیکم خفه شوووووووو (عربده)
•اون مادره هرزت نباید بدنیا میاوردت، از اول هم نحس بودی
راوی*
خب خب چی بگم، درست فهمیدین، این مادره واقعیه سونگمین نیست. سونگمین چندسال پیش مادرشو از دست داده بخاطر مریضیش
و پدرش زن دووم گرفته. این زن از بچگی سونگمین بهش زور میگفت و کتکش میزد و ازش بدش میومد
-اسمه مادر منو نیارررررررررر (پرتش کرد توی دیوار و به بادیگارداش گفت که ببرنش)
•جیغغغغغغغغغ ولم کنیننننننننننن، سونگمین میکشمتتتتتتتتت پسره ی نحسسسسس
(سونگمین درو محکم بست و به سمته ا.ت اومد)
+س سونی 🥺تو چرا میلرزی
-(بغضش گرفته بود و برای همین حرفی نزد و دراز کشید)
+کی بخاطرت مرده؟ میشه برام بگی؟
-چیو بگم ا.تتتتتتتت ولم کننننن (داد و بغض)
+ب ببخشید ولی باید حرف بزنی، نباید توی خودت بریزی. ا اصلا بیا بغلم
(سونگمین تا اسمه بغل رو شنید سریع بلند شد و رفت روی پای ا.ت دراز کشید و سرشو فرو برد توی شکم ا.ت)
+کوچولو🥹 (سر سونگمینو نوازش کرد) حالا میخوای حرف بزنی؟!
-اوهوم (بغض) خب اون...
یاح بدجا تموم کردم؟! 😝
شایدم براتون مهم نیست👈👉
+(کله وجودش میلرزید)س س سونی ع عربده ن نکش
-(سونگمین یادش افتاد که ا.ت فوبیا ی شدیدی به صدای بلند داره)(صداشو خیلی اروم کرد) معذرت میخوام (محکم گردن مادرشو ول کرد و پرتش کرد اونور)
•(سرفه کرد) لعنت بهت پسره ی نحس (باصدای گرفته) بخاطر تو رفیقت مرد اره تق...(سونگمین لگد زد توی شکمش)
-خفه شووووووووو (عربده)
•اخخخ عوضیییی😭درد دارهههههه. تقصیره توعههههعه اون بخاطر تو مردددددد
-(سونگمین یقه مادرشو گرفت و بلندش کرد) مگه نمیکم خفه شوووووووو (عربده)
•اون مادره هرزت نباید بدنیا میاوردت، از اول هم نحس بودی
راوی*
خب خب چی بگم، درست فهمیدین، این مادره واقعیه سونگمین نیست. سونگمین چندسال پیش مادرشو از دست داده بخاطر مریضیش
و پدرش زن دووم گرفته. این زن از بچگی سونگمین بهش زور میگفت و کتکش میزد و ازش بدش میومد
-اسمه مادر منو نیارررررررررر (پرتش کرد توی دیوار و به بادیگارداش گفت که ببرنش)
•جیغغغغغغغغغ ولم کنیننننننننننن، سونگمین میکشمتتتتتتتتت پسره ی نحسسسسس
(سونگمین درو محکم بست و به سمته ا.ت اومد)
+س سونی 🥺تو چرا میلرزی
-(بغضش گرفته بود و برای همین حرفی نزد و دراز کشید)
+کی بخاطرت مرده؟ میشه برام بگی؟
-چیو بگم ا.تتتتتتتت ولم کننننن (داد و بغض)
+ب ببخشید ولی باید حرف بزنی، نباید توی خودت بریزی. ا اصلا بیا بغلم
(سونگمین تا اسمه بغل رو شنید سریع بلند شد و رفت روی پای ا.ت دراز کشید و سرشو فرو برد توی شکم ا.ت)
+کوچولو🥹 (سر سونگمینو نوازش کرد) حالا میخوای حرف بزنی؟!
-اوهوم (بغض) خب اون...
یاح بدجا تموم کردم؟! 😝
شایدم براتون مهم نیست👈👉
- ۵۹
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط