A Shadow Named You

A Shadow Named You

سایه‌ای به نام تو

P.28
(روایت از زبان ا.ت)

جونگ‌کوک هنوز در ماشین رو باز نگه داشته بود.

- آخرین باره می‌گم. سوار شو.

+ و منم آخرین باره می‌گم، نمیام! (جرئت داری نیا) (پارازیت هامو حال می‌کنین؟😁)

با حرص در ماشین رو محکم بست.

- باشه! هر کاری دلت می‌خواد بکن!

با تعجب نگاهش کردم. انتظار این واکنش رو نداشتم.

اما چند لحظه بعد برگشت و با صدای بلند گفت:

- فقط بعدا نیای بگی بهت هشدار نداده بودم!

+ تو همیشه فقط بلدی تهدید کنی؟

- چون ظاهراً هیچ زبان دیگه‌ای رو نمی‌فهمی!

راننده با نگرانی از داخل ماشین نگاهمون می‌کرد.

جونگ‌کوک دستش رو روی پیشونیش کشید و چند قدم دور شد.

زیر لب چیزی گفت که نشنیدم.

بعد برگشت و این بار با صدایی پایین‌تر گفت:

- سوار شو، ا.ت. باید درباره‌ی یه چیزی باهات حرف بزنم.

+ چه چیزی؟

چند ثانیه مکث کرد.

- درباره‌ی پدرت.

با شنیدن این جمله، تمام عصبانیت صورتم جاش رو به نگرانی داد.

+ پدرم؟ چی شده؟ (هیچی عزیزم)

نگاهش رو ازم گرفت.

- توی ماشین توضیح می‌دم.....

ادامه دارد..........
دیدگاه ها (۴)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط