{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آســـــــوده بخــــــواب در آغـــــــوش همان ...

آســـــــوده بخــــــواب در آغـــــــوش همان ...

حرومزاده اـــــــــے کـــــﮧ گرفـــــــــت آسودگیــــــم را....

و من سر میکـــــنم هرشـــب با عکـــــس هایــــے کــــﮧ

در نبودنت بــــﮧ آتشم میـــــکشند ...

لعنتــــــــ بــــﮧ چشم هاــــــــے هرزه اـــــــے کــــﮧ تاوان

لذتشان را دل بایـد پرداخــــــــت کند ..
دیدگاه ها (۴)

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

[•]عمارت عشق [•]"Part number 25"از دست همه شاکی بود، کسی رو ...

صبح روز بعد، وقتی بیدار شدم، مایکی کنار پنجره ایستاده بود.پی...

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

دیـدی چـی شـد؟!دیـشـب خـوابــتـو دیـدم...♡!راسـتـش هـرشـب بـ...

Part:4🥀صبح که از راه رسید رزا با تابش نور خورشید چشمان قهوه ...

....پارت یازدهم.....

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۷" در آغوش رویای آبی ات " ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط