{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"اینقد لوسم نکن، .دل کندن سخت میشه ها..."

"اینقد لوسم نکن، .دل کندن سخت میشه ها..."
بارها اینو ازش شنیده بودم و هر بارم یه شوقی تو چشاش میدیدم و دلم میریخت...
.
یه سال و ۸ ماهی که با هم زندگی کردیم میتونم به جرأت بگم خوشبختی رو به معنای واقعی حس کردم...
.
هر روزش یه خاطره به یادموندنی بود، محبّتاش تمومی نداشت...
.
از صمیم قلب مهربونش محبت میکرد و عجیب به دل شیدای من مینشست...
.
آرامشی که کنارش داشتم وصف نشدنیه...
.
یه شب که واسه قدم زدن رفتیم بیرون بهم گفت: "خانومی...
تو از زندگی با من راضی هستی...؟!"
گفتم: "نخیر…!"
با تعجب نگام کرد و گفت :"واقعععاً...؟!"
گفتم:"آره که راضی نیستم....
من عاااشق زندگی در کنار تواَم..."
.
با صدای بلند خندیدیم و گفت:
"ببین خانومی من از با تو بودن خیلی احساس خوبی دارم...
تو این یه سال و خورده ای که از زندگیمون میگذره ، طعم شیرین عشق واقعی و بی ریا رو هر دومون چشیدیم...
.
.
#ز_ما_در_عشق_شیرین_کار_تر_نیست…
#چرا_فرهاد_را_افسانه_کردند…؟!
.
.
اما به نظرت تو زندگیمون یه چیزی جاش خالی نیست...؟"
.
متعجب نگاش کردم و گفتم :"چی مثلا…؟!"
.
با یه حالت لوس و خنده داری گفت:
"یه نی نی فسقلی که قراره بشه سرباز آقا..."
.
گفتم…
"تو چرا هر چی من تو دلم میگذره رو زودتر میگی...؟! آخه مگه تو علم غیب داری…"
.
خندید و گفت:
"آخه اگه من ندونم تو دل خانومم چی میگذره که مرد نیستم..."
.
خندیدیم و گفتم:
"امون از دست تو..."
.
همسر #شهید_مدافع_حرم_مهدی_خراسانی
.
.
برای شادی روح تمام شهیدانمون #صلوات
دیدگاه ها (۳)

باع🗿نمیدونم چی بگم🗿والااااا یه زارتی زدیم و .. همین🗿خوشگله ....

رمان آرام باش

سحر متنی که نوشته بودم خونده بود. دیروز گفت: قلمت خوبه ها......

Which one part 13قشنگ معلوم بود که مست بود اومد سمتم و بدون ...

درخواستی ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:1ا.ت:هق...هق لع...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 125・⁠]⁠ᕗبا خنده و به زور خود...

« مسابقه دهنده » ²وقتی وارد آشپزخانه شدم یه سگ خیلی بزرگ و ت...

پارت ۳۳ 🖤یک شب، جونگ‌کوک منو به همون کافه‌ای برد که اولین با...

نیری سو به بهانه بردن گربه به دامپزشکی رفتن خونه ساکورا نا و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط