{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تمامی رودهایی که به چشم دیده‌ام

از تمامی رودهایی که به چشم دیده‌ام
رودخانه تویی
از سراسر جاده‌هایی که عبور کرده‌ام
جاده تویی
چرا که هیچ رودخانه‌ای از دور غرقم نکرد
چرا که هیچ جاده ندیده‌ام
نرفته در آفاقش گم شوم.

از تمامی بال‌هایی که به دوش برده‌ام
پروبالم تویی
پیشاپیشم می‌روی
و من
پی بال‌ها می دوم.
دیدگاه ها (۱)

🔴 انسانیت سخت نیستمرد جوانی پدر پیری داشت که در بستر بیماری ...

p38

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط