من اندر خود نمی‌یابم که روی از دوست برتابم

من اندر خود نمی‌یابم که روی از دوست برتابم
بدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابم

#تنم فرسود و #عقلم رفت و #عشقم همچنان باقی
و گر جانم دریغ آید نه مشتاقم که کذابم...

#سعدی #25
دیدگاه ها (۱)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

💙♥️🖇عاشق هر چیزی‌ام که حس ایران بدهفرش قرمز، شیرینی عید، بته...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

ادامه‌ی پارت قبل درحالیکه موهایش خیس و حوله سانتی بلندی پوشی...

هر قلبی صاحبی داره و....!صاحب قلبم من تا ابد تویی....

#هان #چند پارتی ۲ویو هان :در رو باز کردی وارد خونه شدی داشتی...

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

🥀💚 **عنوان: «آخرین خداحافظی؛ وقتی ایزوکو میدوریا به میدان نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط