#دختر_ردیف_آخر
#دختر_ردیف_آخر
ژانر: مدرسهای | گنگ | رفاقتی | کمدی
پارت اول: آیدل اعصابخردکن
ات بهخاطر حاشیههایی که دور گروهش به وجود اومده بود، مجبور شد مدتی از فعالیتهای هنری فاصله بگیره و به مدرسهای عادی بره.
روز اول، وقتی وارد کلاس شد، هفت پسر مشغول بحث بودن.
نامجون مسئولیت اجرای جشن مدرسه رو قبول کرده بود، جین اصرار داشت مجری بشه، جیمین و تهیونگ سر انتخاب آهنگ بحث میکردن و جونگکوک هم معتقد بود هیچکدوم سلیقهی موسیقی ندارن!
معلم ات رو معرفی کرد و ازش خواست ردیف آخر بشینه.
تهیونگ نگاهی بهش انداخت.«یه لحظه... تو همون آیدلی نیستی که آهنگهاش همهجا پخش میشه؟»
ات خونسرد جواب داد:«چرا. مشکلیه؟»
جونگکوک شونه بالا انداخت.« راستش آهنگهات زیادی تجاریان.»
ات کیفش رو روی میز گذاشت.«چه خوب! پس لازم نیست نگران باشم رقیبم بشی.»
جیمین خندید و جونگکوک با اعتراض گفت:«هنوز هیچی نشده، چرا به من گیر میدی؟!»
.
با گذشت چند هفته، ات کمکم با پسرا کنار اومد؛ مخصوصاً وقتی فهمید برای اجرای جشن مدرسه به کسی نیاز دارن که تنظیم موسیقی رو بلد باشه.
«کمکتون میکنم، ولی به شرطی که دیگه وسط تمرین آهنگ عوض نکنین!»
جین دستش رو بالا برد.« من فقط یه پیشنهاد دارم..»
همه با هم گفتن:« نه!
ات برای اولین بار با صدای بلند خندید
اما درست یک روز قبل از جشن، چند نفر از اعضای گروه گنگ رقیبش جلوی مدرسه پیداشون شد. ات میدونست اومدن تا بهش هشدار بدن که دوباره وارد فعالیتهای گروهش نشه.
برای اینکه پسرا درگیر نشن، بدون توضیح ازشون خواست به سالن برگردن.
ولی یونگی متوجه شد حال ات عوض شده.
«هرچی هست، لازم نیست تنهایی حلش کنی.»
ات جواب نداد؛ فقط امیدوار بود این ماجرا به مدرسه کشیده نشه.
#بی_تی_اس
#دو_پارتی
ژانر: مدرسهای | گنگ | رفاقتی | کمدی
پارت اول: آیدل اعصابخردکن
ات بهخاطر حاشیههایی که دور گروهش به وجود اومده بود، مجبور شد مدتی از فعالیتهای هنری فاصله بگیره و به مدرسهای عادی بره.
روز اول، وقتی وارد کلاس شد، هفت پسر مشغول بحث بودن.
نامجون مسئولیت اجرای جشن مدرسه رو قبول کرده بود، جین اصرار داشت مجری بشه، جیمین و تهیونگ سر انتخاب آهنگ بحث میکردن و جونگکوک هم معتقد بود هیچکدوم سلیقهی موسیقی ندارن!
معلم ات رو معرفی کرد و ازش خواست ردیف آخر بشینه.
تهیونگ نگاهی بهش انداخت.«یه لحظه... تو همون آیدلی نیستی که آهنگهاش همهجا پخش میشه؟»
ات خونسرد جواب داد:«چرا. مشکلیه؟»
جونگکوک شونه بالا انداخت.« راستش آهنگهات زیادی تجاریان.»
ات کیفش رو روی میز گذاشت.«چه خوب! پس لازم نیست نگران باشم رقیبم بشی.»
جیمین خندید و جونگکوک با اعتراض گفت:«هنوز هیچی نشده، چرا به من گیر میدی؟!»
.
با گذشت چند هفته، ات کمکم با پسرا کنار اومد؛ مخصوصاً وقتی فهمید برای اجرای جشن مدرسه به کسی نیاز دارن که تنظیم موسیقی رو بلد باشه.
«کمکتون میکنم، ولی به شرطی که دیگه وسط تمرین آهنگ عوض نکنین!»
جین دستش رو بالا برد.« من فقط یه پیشنهاد دارم..»
همه با هم گفتن:« نه!
ات برای اولین بار با صدای بلند خندید
اما درست یک روز قبل از جشن، چند نفر از اعضای گروه گنگ رقیبش جلوی مدرسه پیداشون شد. ات میدونست اومدن تا بهش هشدار بدن که دوباره وارد فعالیتهای گروهش نشه.
برای اینکه پسرا درگیر نشن، بدون توضیح ازشون خواست به سالن برگردن.
ولی یونگی متوجه شد حال ات عوض شده.
«هرچی هست، لازم نیست تنهایی حلش کنی.»
ات جواب نداد؛ فقط امیدوار بود این ماجرا به مدرسه کشیده نشه.
#بی_تی_اس
#دو_پارتی
- ۱۸۱
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط