{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهداء...

بسم رب الشهداء...




نحوه شهادت شهید سجاد عفتی:

یکشنبه بود ۲۹ آذر ۹۴ بین منطقه خالدیه و خان طومان درگیری ما با النصره شدید شده بود...

تک تیراندازشون مشرف بود بهمون
گرامون هم گرفته بودن داشتن با خمپاره میزدنمون...

هرکی یه گوشه پناه گرفته بود.سجاد عین خیالش نبود خیلی شجاع بود داش مشتی و بامرام...

قبل از تیر خوردنش میگفت حاجی دعا کن شهید شم ، میگه برگشتم بهش گفتم اگه قسمتمون باشه شهید میشیم...

به چند دقیقه هم نرسید که تیر بهش اصابت کرد بعد از تیر خوردنش بچه ها اومدن به کمکمون که دیگه خیلی خون ازش رفته بود فقط برگشت به یکی از رفقا گفت ، بلندم کن رو زانوهام بشینم ،میگه برگشتم بهش گفتم واسه چی خون زیادی ازت رفته ، که آقا سجاد گفت اربابم اومده میخوام بهش سلام بدم...




شهادت جامونده های گنه کار صلوات...
دیدگاه ها (۳)

بسم رب الشهداء...شهید مدافع حرم پویا ایزدی:شهید ی که آبروی خ...

بسم رب الشهداء...شهید مدافع حرم مجتبی واعظی...تاریخ تولد:۱۳۷...

بسم رب الشهداء...شهید مدافع حرم ابوالفضل راه چمنی...اخلاص شه...

بسم رب الشهداء...دهه اول محرم هرجایی که بود خودش رو به آمل م...

تو منطقه خانطومان سجاد رو با تیر زدند... وقتی بهش رسیدیم خون...

بسم رب الشهداء...‌ ‌ شهید مدافع حرم ابوالفضل راه چمنی...‌خاط...

بسم رب الشهداء...خاطره ی همرزم شهید علی شاهسنایی: عملیات آزا...

بسم رب الشهداء...خداحافظی آخر شهید وحید نومی گلزار...بار آخر...

بسم رب الشهداء...گفت:دستش تیر خورده بودحاج عمار ( شهید محمدح...

بسم رب الشهداء...داستان یک رویا اماواقعیت... «الذین ءامنوا و...

📨#خاطرات_شهدا💛شهید مدافع‌حرم #عقیل_شیبک💙شهید مدافع‌حرم #حسین...

بسم رب الشهداء...شهدای یگان صابرین قسمت اول:نیمه های شب بود....

بسم رب الشهداء...روایت فرمانده گردان شهید علیرضا بُریری از ل...

بسم رب الشهداء...خاطراتی ازآخــــــــرین لحــــــظات زندگی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط