پارت ۵ فاصله تیغ تا عشق

ویو صبح بعد صبحونه

کوک: امشب میری خونتون یا بازم اینجا میمونی
ته: به احتمال زیاد برم خونمون
کوک: سعی کن یکم بهتر با مادرت صحبت کنی مطمئنم یه چیزایی بهت میگه
ته: فک نکنم
کوک: بعد از ظهر برو پیشش یکم باهاش صحبت کن
میخوای منم بیام ؟
ته: چی میگی بابا اصلا منطقی نیست
کوک: راه دیگه ای نداریم
پس خودت برو باهاش حرف بزن
ته: اوکی
( پرش زمان بعد از ظهر داخل خونه)
ته: سلام
مام: روت میشه بیای خونه ؟
کدوم گورستونی بودی ؟
ته: دیشب تو پارک خوابیدم
مام: ها ؟ ببینم داری جدی میگی ؟
ته: آره
مام: چرا اینکارو کردی ؟
ته: چون بهم دروغ میگی
مام: من همچین کاری نکردم
الانم حرف نزن
دیگه هم غلط می‌کنی بری تو پارک بخوابی
بیا ناهار بخور
ته: خیلی خب باشه
( چند ساعت بعد ناهار)

ته: مامان
مام: ها
ته: چرا بهم راستشو نمیگی ؟ چرا نباید بدونم
مام: هوفففف چقدر تو کنه شدی پسر
دیوونه ای مگه همش یه حرفو تکرار می‌کنی من نمیدونم اینو کی تو گوشت خونده
ته: اوکی. خودم میفهمم
مام: هو کجا داری میری
ته: تو اتاقم
مام: یه لحظه بیا اینجا
ته: بله
مام: دیگه راجبش فکر نکن باشه ؟
ته: باشه حتما
من می‌خوام برم خونه دوستم
مام: باشه برو
مراقب خودت باش
ته: خدافظ


...
دیدگاه ها (۶)

من که زن اولشم😂🎀اسم فیلم؟بیا پایین 🎀 پایین تر🩷یه لایک کنی می...

«آرامش» پارت: 4«داستان: شروع شرط بندی و ماجرا ها»ته. تقصیر ت...

پارت یازدهیون: راست میگی( گریه )ته: دارم راستی میگم چرا گریه...

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

شاگرد لوس من

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

ممنون که میخونی این داستان واقعی

پارت۱۵ انیا : بیا بریم دیگه دیر شد دامیان : اوکی من میرسون...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط