دوست دارم بیبهونه

وارد خونه شدم و یه راست رفتم تو اتاقم از تو کمد یه شلوارک کالباشی با یه تاپ سفید برداشتم
لباسامو عوض کردم با یه دسمال مرطوب ارایشمو پاک کردم ...
رفتم تو انباری و گیتارمو برداشتم به خودم قول داده بودم تا از شر امره خلاص نشم نخونم
بایه دسمال گیتارو تمیز کردم و از انباری بیرون رفتم به ساعت یه نگاه انداختم ۷ بود
صدای زنگ در بلند شد فک کنم بچه هان
درو باز کردمم ولی بجای چهره خوشهال بچه ها چهره نحس امره رو دیدم

من ــامره تو اینجا چیکار داری
امره ــ مارال باید حرف بزنین
من ــ من کاری باتو ندارم ازین جا برو
امره ــ خواهش میکنم مارال ما همو دوس داریم
ازین حرفش بدم اومد با داد گفتم ــ امــــــره مــــــــن تــــــورو دوووس ندارم از اولم دوست نــــداشتم نــــمــــــیــــخــــــوامــــت اصلا بهت هیچ حسی ندارم بفهــــــم ایــــــنو

امره خشکش زده بود هه مرتیکه هول هر دقه با یکی دیگس

امره هیچی نگفتو رفت یه نفس عمیق کشیدمو درو بستم رفتم سراغ گیتارم و شروع به خوندن کردم
یه اهنگی که پارسال قبل اینکه با امره دوس ببشم ساخته بودمو خوندم

هیییییی
زندگی زیباست زندگی پر از شکو است
زنــــــدگــــــی
زندگی دوست دارم زندگی عاشقتم
زندگی بیار برای من عشقو زندگی
زندگی...
.
.
صدای در اومد رفتم درو باز کردم با چهره کنجکاو بچه ها مواجه شدم همشون سرشونو انداختن پاین اومدن تو خونه
جیدا ــبگو ببینم چی شده مردم از فضولی
هانده ــ دختر یگو دیگه ای بابا
من ــ خوب بابا فرصت حرف زدن به ادم بدین. میرا ــخوب فرصت بگو
من باخوشحایو هیجان تمام گفتم ــ با امررره بهم زدم
میرا ــ کو قصم بخور
من ــ به کی
میرا ــ به جان خودت
من ــ به جان خودم تمومش کردم

و شروع به تعریف واسه خانوما شدم و عکسارو بهش نشون دادم
.. .. ... .. ..
من ــ اینجوری
هانده ــ مرتیکه احمق هول
جیدا ــ شیطونه میگه برم بزنم...
پریدم وست حرفش ــ جیدا من راحت شدم تو میخوای بری بزنیش ولی اگه مهمت نبود نمیشد
میرا ــ چیشد ؟؟؟
هانده ــچه ربطی به مهمت داره
میرا ــ جیدا این همون پسر باحاله که انروز بهم معرفی کردی بود که اونروزم میخواستین برین کوه ولی من نتونستم بیام ؟
جیدا ــاهوم .. تو با امره رفته بودی سینما
من ــ اره رفتم
جیدا ــخدا به رومون رحم کنه این دوتا باهمن
من ــ نه جیدا دوستانه رفته بودیم
هانده ــ اره جون خودت
من ــ اصلا تو چی میگی ..... بچه ها اینم با علی رل زدن
جیداو میرا چشاشون گشاد شده بودو به هانده نگاه میکردن
میرا ــ جیدا هنمون پسر بوره که چشاشم سبزه
جیداــ اره همون
.
.
.





عشقا ببخشید دیر شد فالو ورا رو به ۵۵ تا برسونین تا پارت بعدیو بزارم
موفق باشین توسال جدید برای همتون ارزوی نوفقیت میکنم
دیدگاه ها (۵)

بادیگارده شخصی من پارت۳

مافیای من

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

پارت 48,🌷 ویو آترفتم سمت داییم و گفتم:آت:ـ داییییی! 🥺💜دایی:ـ...

عشق خیانت انتقام

پارت ۱ ( آسانسور عشق ) ات ویو ی روز خیلی خسته کننده رو تمام ...

وقتی بچه دارین ولی .. ..نیشخند کوک بلند شد ،متعجب نگاش کردم ...

بچه ها دلم گرفته می‌خوام گریه کنم ، ولی کسی نیست که رو شونش ...

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط