{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی از خدا پرسید:

کودکی از خدا پرسید:
چه می پوشی؟؟؟
چه می خوری؟؟؟
در کجا ساکنی؟؟؟
خدا آرام بر دل کودک زمزمه کرد....
عیب بندگانم را می پوشانم...
غصه بندگانم را می خورم...
ودر قلب انها ساکنم...
قلبتون پر از نگاه خدا
دیدگاه ها (۷)

پارت ۶۹ هوا آرام شده بود.بعد از دستگیری دو هیون، همه از ساخت...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۵۹: فقط همین یک امشبجونگ کوک مات زده به قی...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۲ | «مهمان ناخوانده‌تر» ج...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐𝟖پارت ۲۸ | مردی که برگشتتمام سالن در سکوت فرو رف...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت نــوزدهــم 𓆪 🖤🥀یون برای چند ثانیه هیچ حرفی نز...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۷ | آخرین نشانیباران شدیدتر شده بود.رینا کن...

جنگل نفرین شده پارت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط