{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 22

بچه ها چرا پست هارو لایک نمیکنید خیلی ها فقط می‌خونید و لایک نمیکنن 🥺







،ت کلی خرید می‌کنه و برای کوک هم کلی لباس میخرن تو راه کلی باهم می‌خندن و خوش میگذرونن داخل ماشین بودن که

کوک: بیب نظرت چیه برات یه خدمتکار شخصی بگیرم ؟

ات: نه مرسی عزیزم دوست ندارم 😊

کوک : اما همسر جئون جونگ کوک باید هزار تا خدمتکار داشته باشه

ا،ت : آخه اون بیچاره ها گناهی ندارن که بخوان کار های منو بکنن

کوک : عشقم این حرف و نزن امروز برات یه خدمتکار خوب پیدا میکنم

ا،ت : چشم هرچی تو بگی

رسیدن به خونه و کوک و ا،ت دست در دست هم وارد خونه شدن که کوک داد زد و گفت

کوک : همه خدمتکار ها جمع بشن

بعد یک دقیقه هم جمع شدن

کوک : خب عشقم هر کدوم رو دوست داری انتخاب بکن

ا،ت ویو

کلی خدمتکار داشت داشتم بهشون نگاه میکردم که نگاهم به یه دختر خورد خیلی آروم و مظلوم بود بهش اشاره کردم و گفتم

ا،ت : ببخشید اسم او چیه

هلن : خانم من هلن هستم
دیدگاه ها (۷)

سناریو بونتن پارت۵

تکپارتی جونگ کوک

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

بعد از خرید ا. ت و کوک به یه رستوران رفتنکوک : خب عشقم چی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط