فقیری درخانه بخیلی آمد
فقیری درخانه بخیلی آمد
گفت:شنیدم مال خودرا نذرنیازمندان کردی
من فقیرم،به من چیزی بده
بخیل گفت:من نذرکوران کردم
فقیرگفت:من هم کور واقعیم
اگربینابودم
ازدرخانه خدا،به درخانه تونمی آمدم
گفت:شنیدم مال خودرا نذرنیازمندان کردی
من فقیرم،به من چیزی بده
بخیل گفت:من نذرکوران کردم
فقیرگفت:من هم کور واقعیم
اگربینابودم
ازدرخانه خدا،به درخانه تونمی آمدم
- ۱.۰k
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط