♡pt: ⁹ ♡I never loved you

آجوما: چی عزیزم
(از زبان ا/ت)
با اینکه درد داشتم خودمو سمت اجوما بردم و دستش رو گرفتم
ا/ت: مادر کوک خوبن
اجوما: تو نگران اونی
ا/ت: میدونید پدر من اون رو به بیمارستان فرستاده من هیچی جز این نمیدونم کوک برای اینکه ازم حرف بکشه این کارو کرد
لطفا لطفا «گریه» بهش بگید هق من هیچی نمیدونم بخدا هق هیچی نمیدونم نمیدونم
اجوما: دخترم تو باید الان بزاری کوک بیاد تو
ا/ت: باشه ببخشید من که 🔁هدرپ
اجوما: نه چون تو اولین بارته فک کردی اون تند تند هبملت🔁میزده ولی اروم زده هدرپ🔁 هنوز سالمه تا اخرت نبرده تو تو فک کردی
ا/ت: که اینطور
اجوما: هی میدونی تو خیلی جالبی
ا/ت: جالب؟
اجوما: بیشتر دخترا جرعت ندارن به کوک فحش بدن و اینکه جالبه که اون برات نگرانه
ا/ت: اون برام نگرانه البته که باید نگران باشه اون کار خوبی نکرد
اجوما: اون رو ببخش اون کله شقه خیلی از این کارا خوشش میاد ولی عصبانیش نکنی باشه شاید ادامش بده
ا/ت: هوم
اجوما: خوب میبینمت راستی به زنش چیزی نگی ها
ا/ت: هوممممم باشهههه
اجوما: اروم باش
ا/ت: 😞
اجوما: خوب خدافظ
ا/ت: هوم باشه خدافظ
در رو تا میخاست ببنده که دیدم دوباره امد تو و گفت
اجوما: بزار رو تختی رو بندازم خونی شده
بلند شدم به زور وایساده بودم تا رو تختی رو انداخت
اجوما: بیا بشین عزیزم
نشستم رو تخت و دیدم کوک امد تو روم رو کردم اون ور
اجوما: خوب دیگه من برم
اجوما رفت و یه احساس سنگینی روی تخت کردم دیدم گفت
کوک: بهم نگاه کن بدم میاد تو چشمام نگاه نمیکنی
ا/ت: به کارت فکر کن
کوک: من نمیدونستم تو اولین بارته «لبخند و خجالتی شدن»
ا/ت: که چی
کوک: اگه بهم میگفتی خوب میشد
ا/ت: یه لباس میخام
کوک: بوسم کن تا حلش کنم
ا/ت: چی میگی بابا نمیخام
دیدم امد در گوشم گفت
کوک: متاسفم خیلی متاسفم من نمیدونستم میخایی از اول شروع کنیم؟
ا/ت: به یه شَرط
کوک: به چه شَرطی؟
ا/ت: بزاری با دوستم رو در رو حرف بزنم
کوک: جنسیت دوستت چیه
ا/ت: پسره چطو؟
کوک: پس باید بزاری بهتون یه نگاه بندازم
ا/ت: باشه
کوک: اسمش چیه؟
ا/ت: لوکارد
کوک: حله پس فردا
ا/ت: اره
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ،
«🖇like²⁰♥🖇»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ،
«comment🖇²⁰💌🖇»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ،
«¹🖇follower👥🖇»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ،
دیدگاه ها (۴۳)

تکپارتی جونگ کوک

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 3 | یک میز مشترکزنگ پایان کلاس که خورد، ا/ت تق...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

🖤 اولین برخورد جونگ‌کوک و ا/تچند ماه قبل، توی یک مراسم خانوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط