{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گلویم را می سوزاند،

گلویم را می سوزاند،
مخدر خاطراتت...
و تو!
چ ماندنی شدی در رفتنت!
و من!
روی دیوار سکوت ها بارها فریاد زدم:
تو میمانی و بس!
هجوم می آورد سپاه غم بر برهوت دلم...
پادشاه بی تاج و تختی ک کنون شب تاریک را پناه خود ساخته ست...
و چ جالب است قصه پادشاهی و بی پناهی!
باد سردی ب صورتم میخورد...
شب از نیمه گذشته ست و من ابتدای صبح مجددن باید ب دنبال روزمرگی ام باشم...
روی صندلی جلوی پنجره جابجا میشوم...
قلم را تکان میدهم...
ن اینگونه نمی شود!
از سر باید نوشت...
سیگارم را با سیگار قبل روشن میکنم...
چشمهایم را میبندم
و پک عمیقی فرو میدهم...
گلویم را می سوزاند،
مخدر خاطراتت...
و تو!
چ ماندنی شدی در رفتنت!
دیدگاه ها (۴)

آوای شب پارت ۷ویو نویسنده انیا بعد از این که از کاماروس خداح...

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : دوم » یونگی : جیمین تو باید اینجا کا...

I want to love you forever part 2

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

خب دیگه گشادی رو بزاریم کنار بریم بنویسیم پارت رو یادم نمیاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط