{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part:128

Part:128
تهیونگ : لارا هانی پشت من بمونین
کوک : تهیونگ همه آمادن منتظر علامتن تا ترورو شروع کن
تهیونگ : میدونن که نباید الکسو بزنن
لارا : چرا نمیخوای بزنیش
ته : خودم میخوام بزنمش
هانی : اوکی
تهیونگ : یک دو سه
الکس: یهو جیغا هوا رفت همرو با تیر میزدن اکثریت فرار کردن ولی خیلیا مردن یا زخمی شدن
تهیونگ ؛ سوپرایز
کوک ؛ ماسکمو در آوردمو گفتم واقعا که خنگین
سوببن : ال..الکس...من...من...میترسم
الکس ؛ نترس
الکس : پرفکت عالی بود ولی چرا منو نزدن؟
تهیونگ : چون قراره من بزنم
تهیونگ : تفنگمو سمتش گرفتم که یهو نامزدش پرید جلو
الکس : سوبی_ یعنی هانا چیکار میکنی بیا اینور
سوبین : ماسکمو در آوردمو گفتم
سوبین : اول منو بزن(بغض)
تهیونگ : سو‌..سوبین
کوک : نه نه بیخیال تو تو چیکار کردی خنگ شدی
لارا : تهیونگ اصلحهتو بیار پایین
هانی ؛ سوبین بیا اینور
سوبین : نمیزارم بهش آسیب بزنین(بغض)
تهیونگ : بگو با این عوضی اینجا چیکار میکنی
سوبین : من من عاشق الکسم(داد)
کوک : لعنتی
تهیونگ : نه نه این درست نیست بگو مجبورت کرده بگو تهدیدت کرده بگو قشنگم بگو گلم نجاتت میدم
سوبین : نه من اونو دوسش دارم
تهیونگ : سوبین اون داره ازت سواستفاده میکنه
سوبین : نه اون مثل شما نیست(گریه)
لارا : سوبین عزیزم بس کن بیا اینور
سوبین ؛ بزارین الکس بره
تهیونگ : گمشو الکس فقط برو
الکس : شرمنده من بدون سوبین نمیرم
کوک : عوضی
هانی ؛ هیش آروم
کوک : آخه
تهیونگ : خیلی خب هممون میریم عمارت اینجا امن نیست میشینیم حرف میزنیم
ویو عمارت
تهیونگ : دقیقا بگو چی میخوای تا سوبینو ول کنی
الکس : خودشو تهیونگ من سوبینو ول نمیکنم
کوک : د اخه عوضیه حروم زاده
تهیونگ : نمیزارم با سوبین بازی کنی مثل ۶ سال پیش
الکس : تهیونگ من بهتون خیانت نکردم چطوری بهت بفهمونم ها
تهیونگ : وقتی بودم خودم دیدم چجوری بفهمم
سوبین ؛ بسه دیگه الکس خواهش میکنم برو(بغض)
کوک : تو دخالت نکن
سوبین : الکس برو
الکس : تورو ول کنم؟ نمیشه
س‌وبین : فردا حرف میزنیم برو خواهش میکنم
تهیونگ ؛ (ساکت خیره میشه )
کوک : سوبین
سوبین ؛ الکس
الکس : باشه روحم
کوک : روح تو زیادی کثیفه سوبین نمیتونه روح تو باشه گورتو گم کن
سوبین : خدافظ
الکس : خدافظ روحم مراقب خودت باش
سوبین : آروم برگشتمو گفتم
سوبین ؛ پس منم کثیفم(آروم)
تهیونگ : چی
سوبین : پس منم کثیفم (با دادو گریه)
دیدگاه ها (۰)

پارت ۸

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

فیک تهیونگ

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۲$تهیونگ : خیلی پرو شده باید ...

dark love

P4 .MY GOOD MISTAKE.

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:12 ویو روای [یونسو و‌لارا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط