{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام

سلام

بچه ها امروز یه سوتی بد دادم

به خدا راست میگم

پشت ماشین بودم داشتم صدای آهنگ

کم میکردم ، یهو دیدم از این ماشین

گند ها پیچید جلوم ، منم زدم به

چرخش

طرف کله اش و از شیشه آورد بیرون

بهم گف مگه کوری .

من دیدم تنهاست کسی بغل دستش

نیست

ماشینش شیشه اش دودی بود

عقبش معلوم نبود

اومدم پایین گفتم چی داری زرت و

پرت میکنی . لاتیش پر نکن بابا

بیا پایین بینم

الان زنگ میزنم پلیس بیاد

دیدم در عقب ماشین باز شد

یه افسر که ضد گلوله پوشیده بود

پیاده شد

هنگ کردم . . . o_O

رفتم کنار ماشینش و دیدم ماشین

نیرو انتظامی

چون گنده بود . از توی ماشین معلوم

نبود .

یهو افسر داد زد جناب سرهنگ

دیدم اون یکی در ماشین گیر کرده

به ماشین من باز نمیشه

سرهنگ از همون در داشت پیاده میشد

گفتم داش صبر کن

ماشین جا به جا کنم . بعد پیاده بشه

اقا مار و بگیر . سوسمار و بگیر

نشستم تو ماشین

فرار کردم

هیچی دیگه الان هر جا ماشین رو

ببینن با آرپیچی میزنن

باید با دوچرخه برم سر کار :'(

بازم گند زدم
دیدگاه ها (۱۳۷)

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

کپشن مهمه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت دوازدهم رفتم پایین سرمو دور تا دور...

مافیای من

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part27دیگه نمیکشیدم همونجا جلوش زانو زدمو دست...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

رمان: تا وقتی که عاشقت بشم

عشق خیانت انتقام

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:13(ویو یونسو)تو دانشگاه بودم ...

My Boy❄

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط