{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌‎ ‌‌‎‌‌‎‌ ᬼ🥀 ‌‌‎‌‌شعرهای باران زده🥀ᬼ ‌‌‎‌‌‎‌‌‎

‌‌‎ ‌‌‎‌‌‎‌ ᬼ🥀 ‌‌‎‌‌شعرهای باران زده🥀ᬼ ‌‌‎‌‌‎‌‌‎

آسمان بر فراز بام 
چقدر آبی، چقدر آرام  است! 
درختی بر فراز بام 
شاخه اش را می‌جنباند. 
ناقوس در آسمان پیش چشم 
آرام، آرام طنین می‌اندازد 
پرنده ای بر درخت پیش چشم 
آواز حزن انگیز خود را سر می‌دهد. 


خدای من، خدای من! زندگی اینجاست
بی آلایش و آرام
این هیاهوی آرام بخش از جانب شهر می‌آید.
هان با تو هستم ! تو که همواره گریانی!
تو را می‌گویم هان!
چه کردی با جوانی خویش؟
✍🏼پل ورلن

ترجمه از 
✍🏼محمد زیار
📚💞
دیدگاه ها (۰)

سناریو از دشمنان تا عاشقان

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧ 𝟙 اگه اولش به فکر آخرش نباشی، آخرش به فکر اولش میوفت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑧من در سرزمینیکه تو را در آن نب...

007-پنهان در مه - پارت ۹۰

دل من گریان است همچو باران که زَنَد بر سر شهر آه این رخوت و ...

آیا تو هیچگاه شب هنگام از ستاره ای که ایستاده در قاب پنجره و...

آیا تو هیچگاه شب هنگام از ستاره ای که ایستاده در قاب پنجره و...

آیا تو هیچگاه شب هنگام از ستاره ای که ایستاده در قاب پنجره و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط