یه آرمی اتفاقی بعد از اینکه از کافه Chompi نزدیک ساختمان

یه آرمی اتفاقی بعد از اینکه از کافه Chompi نزدیک ساختمان HYBE قهوه خریده بود، موقع قدم زدن کنار رودخونهٔ هانگان، شوگا رو دیده.

طبق گفته خودش اون داشت از یه سگ سفید و بامزه که با قلاده راه می‌رفت فیلم می‌گرفت، اما به‌طور اتفاقی شوگا و دوستش هم توی ویدیو افتادن و کنار رودخونه در حال قدم زدن دیده می‌شن.

بعد از اینکه شوگا خودش یه استوری از همون حوالی منتشر کرد، تازه فهمید کسی که توی ویدیو افتاده بوده خودِ یونگی بوده.

ترجمه پست آرمی
💜: من یونگی رو دیدم...
بعد از اینکه به Choompy رفته بودم، موقع برگشت یه نفر توجهم رو جلب کرد. اولش مطمئن نبودم، ولی بعداً از استوریش فهمیدم واقعاً خودش بوده؛ یونگی!

راستش اون لحظه تمام حواسم به فیلم گرفتن از عروسک شوکی جلوی روم بود و اصلاً به آدمی که کنارم بود دقت نکردم. بعداً که ویدئو رو نگاه کردم، دیدم یونگی اتفاقی توی کادر افتاده.

من فقط یه قهوه گرفته بودم و داشتم کنار رودخونه هان به سمت هایب قدم می‌زدم که یهو... یونگی اونجا بود. حتی فرصت نکردم صورتش رو درست ببینم یا باهاش چشم تو چشم بشم.

هر بار ویدئو رو نگاه می‌کنم، حس می‌کنم انگار داشت به سمت من نگاه می‌کرد... البته شاید فقط دارم خیال‌بافی می‌کنم.

از اون طرف هم از استایلم هم کاملاً مشخص که بایسم یونگیه! از سر تا پا مشکی پوشیده بودم، لیوان Choompy دستم بود، به کیفم یه جاکلیدی براق گربه وصل کرده بودم، دستبند ولنتینو بسته بودم، داخل قاب گوشیم استیکر گربه تانگ بود و گوشی‌ام هم سامسونگ اولترا بود.

خلاصه هر کسی منو می‌دید احتمالاً می‌فهمید من فن یونگی‌ام. شاید برای همین نگاهش به سمتم جلب شده بود.
دیدگاه ها (۱)

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

dark life = ۳۷

Cold melody part 10صبح شد، اما نه اون صبح‌هایِ درخشان. استود...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 28یک هفته دیگه گذشت و هیچ تغییری توی وضعیت ری...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

۳ پارتی

The Secret Between Light and the Stageپارت 8 میخواستن آهنگ ج...

part 44چه شرطی؟ " لارا پرسید.جونگ‌کوک خیلی بی‌خیال گفت: " من...

ادامه پارت ۷۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط