p1
سئول چند روزی بود که رو به سردی میرفت و تو هم برخلاف همیشه که پرانرژی بودی حس میکردی بدنت دیگر یاری نمیکند. سرفه های خشک و گلو درد خفیف همراه با بیحالی که سعی داشتی آن را پشت لبخندهای پرقدرتت پنهان کنی حالا دیگر علائم واضحی شده بودن که سرما خوردگی شدیذی داشتی. امروز صبح وقتی قرار بود برای تمرین دنس آماده بشین احساس کردی پاهات توان ایستادن ندارن. روی کاناپه اتاق نشیمن دراز کشیدی و پتویی را تا چونه هات بالا کشیدی اما لرز خفیفی که تمام بدنت را فرا گرفته بود از چشم تیزبین جیسو پنهان نموند. او که در آشپزخانه مشغول آماده کردن صبحانه بود و همزمان با مدیر برنامه ریزی گروه صحبت میکرد ناگهان تلفن را قطع کرد و با نگرانی به سمتت آمد
جیسو:ا.ت عزیزم چرا اینقدر رنگت پریده انگار رنگ از روت پریده!( اضطراب )
جنی که با لپتاپ مشغول بررسی متن ترانه های جدید بود بلافاصله سرش را بلند کرد و با عجله به سمتت آمد. دست خنکش را روی پیشونیت گذاشت و با تعجب گفت
جنی: یا اسطوخودوس! تو داری میسوزی! تب کردی !
رزی که با یک گلدان گل تازه از بالکن برگشته بود با دیدن وضعیت تو گلدان را روی میز گذاشت و با قدم های تند کنارت اومد.
رزی: چی شده... حالت خوبه ا.ت... چرا اینقدر بیحالیتو سعی کردی با صدایی که به سختی از گلویت خارج میشد نشون ندی؟
ات: چیزی نیست بچه ها فقط فقط یکم سرما خوردم. هوا سرد شده داخل سئول... دیگه خوب میشم.
اما لیسا که طبق معمول همیشه متوجه جزئیات میشد از روی صندلی بلند شد و با قاطعیت
لیسا: نه این عادی نیست. جنی لطفا دماسنج رو بیار. جیسو تو زحمت بکش به مدیر بگو امروز تمرین رو کنسل کنیم. ا.ت نیاز داره استراحت کنه و معاینه بشه
ادامه دارد...
جیسو:ا.ت عزیزم چرا اینقدر رنگت پریده انگار رنگ از روت پریده!( اضطراب )
جنی که با لپتاپ مشغول بررسی متن ترانه های جدید بود بلافاصله سرش را بلند کرد و با عجله به سمتت آمد. دست خنکش را روی پیشونیت گذاشت و با تعجب گفت
جنی: یا اسطوخودوس! تو داری میسوزی! تب کردی !
رزی که با یک گلدان گل تازه از بالکن برگشته بود با دیدن وضعیت تو گلدان را روی میز گذاشت و با قدم های تند کنارت اومد.
رزی: چی شده... حالت خوبه ا.ت... چرا اینقدر بیحالیتو سعی کردی با صدایی که به سختی از گلویت خارج میشد نشون ندی؟
ات: چیزی نیست بچه ها فقط فقط یکم سرما خوردم. هوا سرد شده داخل سئول... دیگه خوب میشم.
اما لیسا که طبق معمول همیشه متوجه جزئیات میشد از روی صندلی بلند شد و با قاطعیت
لیسا: نه این عادی نیست. جنی لطفا دماسنج رو بیار. جیسو تو زحمت بکش به مدیر بگو امروز تمرین رو کنسل کنیم. ا.ت نیاز داره استراحت کنه و معاینه بشه
ادامه دارد...
- ۹۷۱
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط