{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
شده تاحالا...
یکے و....
انقـدر دوس داشـته باشـین...
انقـدرے باشه که توی تصوّر خودتـونم نگـٌــنـجه...
انقدری باشه که بعضی وقتـا...
ازایـن احساسِ خودتـون تعـجب کنین....
از ایـنکه انـقدر دوسـش داریـن...
شده نتونیـن این دوس داشتن و توے کلماتــــ براش بیاریـن...
اون ابراز علـاقه هایے که بهش میکنیـن... دربرابرِ احسـاستـــون هیـچے باشــــه...
وقتے میبیـــنیدِش دلتون واسـش پربــــکشه...
واسه نگاه کردن بـهش...
واسـه زل زدن توچشمـــــ♥ـاش...
واسه اینکه انقدرے نگاش کنے تاوقتے ازش دورے دلت براش تنگـــ نشـــه..
امـا یه چیزایے مانع بشه ازایـن کارتــــ....
شده انقـدرے بهش حسِّ تملــٌّک داشته باشین که بعضی وقـت ها ازخودتون خجالت بکشیــن...
این دوس داشتن انقدرے باشه که حسودتون کنه...
روی کوچیکترین کاراش حسـاس بشین و نازک نارنجے....
انقدرے باشه که چشم دیدن نگاش روی بقیه رونداشته باشین...
.
دیدگاه ها (۴)

.شده تاحالا...یکے و....انقـدر دوس داشـته باشـین...انقـدرے با...

شده تاحالا...یکے و....انقـدر دوس داشـته باشـین...انقـدرے باش...

اهم ی بیوگرافی از اوسی هام

رمان{عشق سیاه و سفید}

پارت۳ازدواج اجباری با تهیونگ درخواستی *پرش زمانی به بعد از ع...

رمان همزادپارت۱۱۷ #ماهورباحرص قاشق بستنی رو توی دهنم فرو کرد...

باهاشون رفتم دم در با چشم گریون رفتم اولین بار بود ک بدون ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط