#عکاس_ساحل 🐾🐬 P.1
#عکاس_ساحل 🐾🐬 P.1
=ویو هانول=
با آلارم گوشیم از خواب شیرینم بیدار شدم و رفتم wcو کار های لازمم رو انجام دادم و بعد رفتم لباس بپوشمو بعد رفتم از خونه چون معمولا از وعده صبحانه خوشم نمیاد صبحونه نخوردم و بعد به طرف شرکت رفتم(بچها هانول توی شرکت تبلیغات لباس کار میکنه)وقتی رسیدم مری رو دیدم (بهترین دوست هانول)که داشت بدو بدو میومد پیشم
مکالمه بینشون (هانول- مری+)
+ویییی ببین کی اومده (ریز خنده)
-سلام باز شروع نکن تروخدا
+باشه بابا...راستی میدونی امروز یه مدل جدیدی میاد منم هنوز ندیدمش
-خب...
+خب مرض،تو هم نمیخوای ببینیش؟
-خب مگه نگفتی مدله موقع عکاسی میبینمش دیگه(بچه ها هانول عکاسه📸)
+خب راس میگی
مدیر شرکت اومد و هانول رو صدا کرد و مری رفت تا راحت حرف بزنن (مدیر@)
@هانول امروز یه مدل جدیدی اومد و عکاسش تویی و ساعت ۸و ۴۵دیقه و اینا آماده باشی
-قربان ببخشید دخالت به کارتون نباشه ولی دیر وقت نیست؟
@ولی عکاسی باید وایب شب باشه به آدرسی که میفرستم میای
-چشم
(بچه ها محیط عکاسی باید کنار ساحل باشه)
=ویوهانول=
بعداز صحبت با مدیر اومدم و کارام رو کردم گه یهو دیدم ساعت ۷ و۴۵ دیقه هس و زود رفتم جایی که مدیر اسمس کرده بود تا ببینم همه چی امادس یا نه
بعد ۲۰ مینی رسیدم که ساعت تقریبا ۸و۱۰ یا ۱۵ دیقه بود که وقتی رسیدم دیدم چند تا کار کنان اونجا رو آماده کردن و رفتم پیش یکی از اونا(یکی از اونا ◇)
-سلام خسته نباشید ببخشید من عکاسم و اینجا یه عکاسی بود درسته
◇بله درسته خوش اومدین
-همه چیز امادس ؟
◇بله فقط آقای پارک نیومدن
-آقای پارک؟
◇بله مدل امروزمون رو میگم
-آها پس من میرم توی یکی از کولیس ها وقتی اومد خبر بدیدن لطفا
◇اا حتما
(میدونم تا الا کسل کننده شدع الان عصل ماجرا شروع میشه🤏😚)
و رفتم یکی از کولیس ها نشستم و با گوشیم اونور اینور میرفتم که یهو......
❤️📸
اگه ادامش رو میخواید تو پیج روبیکا شریک جرمم میتونید پیدا کنید
ایدی👇
https://rubika.ir/khanedovomBTS
خودم فیک های این پدصگم رو میخونم
=ویو هانول=
با آلارم گوشیم از خواب شیرینم بیدار شدم و رفتم wcو کار های لازمم رو انجام دادم و بعد رفتم لباس بپوشمو بعد رفتم از خونه چون معمولا از وعده صبحانه خوشم نمیاد صبحونه نخوردم و بعد به طرف شرکت رفتم(بچها هانول توی شرکت تبلیغات لباس کار میکنه)وقتی رسیدم مری رو دیدم (بهترین دوست هانول)که داشت بدو بدو میومد پیشم
مکالمه بینشون (هانول- مری+)
+ویییی ببین کی اومده (ریز خنده)
-سلام باز شروع نکن تروخدا
+باشه بابا...راستی میدونی امروز یه مدل جدیدی میاد منم هنوز ندیدمش
-خب...
+خب مرض،تو هم نمیخوای ببینیش؟
-خب مگه نگفتی مدله موقع عکاسی میبینمش دیگه(بچه ها هانول عکاسه📸)
+خب راس میگی
مدیر شرکت اومد و هانول رو صدا کرد و مری رفت تا راحت حرف بزنن (مدیر@)
@هانول امروز یه مدل جدیدی اومد و عکاسش تویی و ساعت ۸و ۴۵دیقه و اینا آماده باشی
-قربان ببخشید دخالت به کارتون نباشه ولی دیر وقت نیست؟
@ولی عکاسی باید وایب شب باشه به آدرسی که میفرستم میای
-چشم
(بچه ها محیط عکاسی باید کنار ساحل باشه)
=ویوهانول=
بعداز صحبت با مدیر اومدم و کارام رو کردم گه یهو دیدم ساعت ۷ و۴۵ دیقه هس و زود رفتم جایی که مدیر اسمس کرده بود تا ببینم همه چی امادس یا نه
بعد ۲۰ مینی رسیدم که ساعت تقریبا ۸و۱۰ یا ۱۵ دیقه بود که وقتی رسیدم دیدم چند تا کار کنان اونجا رو آماده کردن و رفتم پیش یکی از اونا(یکی از اونا ◇)
-سلام خسته نباشید ببخشید من عکاسم و اینجا یه عکاسی بود درسته
◇بله درسته خوش اومدین
-همه چیز امادس ؟
◇بله فقط آقای پارک نیومدن
-آقای پارک؟
◇بله مدل امروزمون رو میگم
-آها پس من میرم توی یکی از کولیس ها وقتی اومد خبر بدیدن لطفا
◇اا حتما
(میدونم تا الا کسل کننده شدع الان عصل ماجرا شروع میشه🤏😚)
و رفتم یکی از کولیس ها نشستم و با گوشیم اونور اینور میرفتم که یهو......
❤️📸
اگه ادامش رو میخواید تو پیج روبیکا شریک جرمم میتونید پیدا کنید
ایدی👇
https://rubika.ir/khanedovomBTS
خودم فیک های این پدصگم رو میخونم
- ۳۱.۲k
- ۲۷ مهر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط