{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر کسی آمد و به شاخ و برگ باورهایت تبر زد، نترس...!

اگر کسی آمد و به شاخ و برگ باورهایت تبر زد، نترس...!

چون دستش به ریشه ات نمی رسد.

از همان جا که قطع شدی؛

جوانه بزن…

رشد کن…
بزرگ شو…
دیدگاه ها (۱)

ﺑﯿﺎ ﺗﻤﺎﻣﺶ ﮐﻨﯿﻢ ...ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ...ﮐﻪ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺳﺪ ﺭﺍﻩ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﻧﻪ...

باران ...دموکرات ترین عاشق دنیاست .برایش فرقی ندارد کجا، فقط...

ﺩِﻟـَﻢ ﮔِﺮِﻓﺘـِـﻪ ﺍَﺳـﺖ...❗ﯾــﺎ ﺩِﻟـﮕﯿــﺮَﻡ...❗ﯾـﺎ ﺷﺎﯾَـﺪ ﻫَ...

ﺁﻏـِـﺸـﺘــﻪ ﺑــﻪ ﺗــُـﻮ ﻣﮯ ﺷـَـﻮَﺩ....ﺭﻭﺣـَـﻤـــ...ﻧــَـﻔـَـ...

پرسه در جنگل... بعدازظهر...آفتاب کم‌کم ملایم‌تر شده بود.ات ر...

تک پارتی✨«از من نترس...»آخرین زنگ مدرسه مدت‌ها بود که خورده ...

پرسه در جنگل... کوک از کنار ات رد شد.کوک: دنبالم بیا.ات با ک...

غروب...بعد از چای...ات و کوک دوباره به باغ رفتند.نسیم ملایمی...

غروب...بعد از قدم زدن در باغ...ات و کوک به عمارت برگشتند.ات ...

پرسه در جنگل... صبح...ات از پله‌ها پایین دوید.موهایش هنوز کم...

میبخشی پارت ۳

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۱«یک قدم نزدیک‌تر»ات هنوز نمی‌دانست ح...

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۵«مهمان ناخوانده» 👤🔥صدای قدم‌ها توی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط