{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرام باش عزیز من

آرام باش عزیز من
آرام باش!
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب
برق و بوی نمک
ترشح شادمانی

گاهی هم فرو می‌رویم
چشم‌های مان را می‌بندیم
همه جا تاریکی است

آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می آوریم
و تلالو آفتاب را می بینیم
زیر بوته ای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری
طالع می شود...
دیدگاه ها (۱۵)

تقصیر ما نیستاشتباه از بزرگترهایمان بودنباید انقدر راحت عاشق...

این عصرهای زمستان از عصرهای پاییز هم دلگیر تر است خدا نکند د...

دعای صبحگاهی دریچه نگاهت را بگشا! افتاب، بار دیگر بالا امده...

دلم میخواست های من زیادند..بلندند... طولانیند...اما مهمترین ...

حکایت دریاست زندگی”آرام باش عزیز منآرام باش.حکایت دریاست زند...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

007-پنهان در مه - پارت ۹۰

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱³²/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

آرام باش عزیز منآرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتاب ،...

آرام باش عزیز من آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتاب،...

آرام باش عزیز من ، آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتا...

#شیراز_اکو_پارک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط