صبوری کن ، تنم لبریز عشق است

صبوری کن ، تنم لبریز عشق است
دلم تمثیل آتش، مشق عشق است

شهادت می ‌دهم در صاحتت یار
که‌جانم‌برلب‌از تفسیر عشق است

نمی‌دانم چه‌خواندی سوخت‌قلبم
و‌گوشم‌دم‌به‌ دم‌دنبال عشق است

چه نفرینی نمودی بر دو ‌چشمم
به‌وقت‌خواب‌هم‌دنبال‌عشق ‌است

تو را هر لحظه می‌خوانم کجایی
یقین‌دارم تنم تب‌دار عشق است

ببین بیمارم از هجرت من امشب
دوای درد من زنجیر عشق است

چه با قهر بغض قلبم را شکستی
نمی‌خواهی‌ببینی‌غرق‌عشق‌است

سکوت نیمه شب‌ هایم ندیدی ؟
به‌یاد روزهای گرم از عشق است

عجب عطری‌ چه‌گیسوی قشنگی
مرا مرهم برای ‌درد عشق است

همان‌عهدی که بستی و شکستی
بسوزاند‌ه‌دلی‌که‌مست‌عشق است

کفایت می‌کند یک بوسه غم را
به‌صیدی‌که‌چنین‌دردام‌عشق‌است
(ندا)

#سروده_های_عاشقانه
دیدگاه ها (۵)

پارت ۶

صبوری کن ، تنم لبریز عشق استدلم تمثیل آتش ، مشق عشق است ...

صبوری کن ، تنم لبریز عشق استدلم تمثل آتش ، مشق عشق استشهادت ...

رفته ای با خاطراتت اشک میریزم هنوزباز غم در سینه می کارم نمی...

شوق دیدار تو دارم نمی آیی چرا ؟ مثل باران ، تند میبارم نمی آ...

...تو می‌دانی، که من دل‌ داده‌ی عشق تو هستمبه‌هجرت غرق‌اشکم ...

...خواندم که بدانی دل در تاب و تبی رفتبـا زمـزمـه عـشـق بـه ...

...دست من کـوته ز دامان تو بادا یار مستاشتیـاقم یک نـگاه زلف...

شد خزان گلشن آشنایی باز هم آتش به جان زد جدایی عمر من ای گل....

شد خزان گلشن آشنایی      بازم آتش به جان زد جداییعمر من ای گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط