{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره تنها شده ام

دوباره تنها شده ام

دوباره دلم هوای تو را کرده

خودکارم را از ابر پر می کنم

و برایت از باران می نویسم

به یاد شبی می افتم که تو را میان شمع ها دیدم

دوباره می خواهم به سوی تو بیایم

تو را کجا می توان دید؟

در آواز شب آویز های عاشق؟

در چشمان یک عاشق مضطرب؟

یا در سلام کودکی که تازه واژه را آموخته؟

تو کجایی؟
دیدگاه ها (۲)

لب های تو...شبیه مسئله های ریاضی....شیرین اند...و من دلم می ...

.یک جاهائی بی تو نمی شود . . . وقتی سردم می شود وقتی تنهایم ...

این روزها , شبیه سایه ای شده ام ........ که عریانیِ خودش ر...

چقدر تازگی دارد برایم...روزهایی که به امید آمدنش دلخوش نیستم...

‏🐿[۲۱:۰۷ ~ ۲۱:۰۸ به وقت آرژانتین]سلام، من هان جیسونگ، صاحب ت...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پیوند خون و اختیارپارت ۴ | خیانت نزدیک‌تر از همیشهسه روز از ...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط