{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره تنها شده ام

دوباره تنها شده ام

دوباره دلم هواي تو را کرده

خودکارم را از ابر پر مي کنم

و برايت از باران مي نويسم

به ياد شبي مي افتم که تو را ميان شمع ها ديدم

دوباره مي خواهم به سوي تو بيايم

تو را کجا مي توان ديد؟

در آواز شب آويز هاي عاشق؟

در چشمان يک عاشق مضطرب؟

یا در سلام کودکي که تازه واژه را آموخته؟

تو کجایی؟
دیدگاه ها (۵)

مهربانـــم . . . .شرمنــده ام کــه هیچ وقت،مهربانــی هایت را...

گرگی دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد گفت به سگی تکه استخونی ...

شـــک نـــــدارمــــ....!مــــــی ریـــــزد...!مــــــی ریــ...

ﺣـــﺮﺍﻣﺶ ﺑـــﺎﺩ ﺁﻥ ﮐــﻪ ﭘــُـﺮ ﻣﯿﮑﻨــﺪ ﺑــَــﺮﺍﯼ ﺗــــﻮ ﺟـــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط