{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم گرقته است . دوباره دلم هواي تو را كرده است . خودكارم

دلم گرقته است . دوباره دلم هواي تو را كرده است . خودكارم را از ابر پر ميكنم و برايت از باران

مي نويسم . وقتي كه قطرات باران لحظه هايم را مترنم ميكنند به ياد تو مي افتم به ياد روزي كه تو را

در ميان شقايق ها ديدم . به ياد روزي كه شمع را سرودي و خاكستر شدي .



مي خواهم به سوي تو بيا يم تو را در كجا مي توان يافت ؟



در آواز جغدي كه شوم مي خوانندش يا در آواز سينه سرخ ؟



در سلام دختري كه تازه سخن گفتن آموخته يا در سلام دختري كه پي آرزوهايش مي گردد ؟



در عطر سيب سرخ يا در بوي موزهاي جنوب ؟



كاش مي توانستم از گوشه هاي افق برايت آواز بخوانم .



كاش مي توانستيم در بيشه اي گمنام زير سايه شمشاد ها باشيم .



دوباره شب، دوباره تنهايي، دوباره تپش اين دل بي قرار، دوباره سايه حرفهاي تو كه روي ديوار

روبه رومي افتد :



" راستي ، امشب بارون اومد منو خيالت تر شديم "



دوباره شب ، دوباره تنهايي ، دوباره ياد تو كه اين دل بيقرار را بيدار نگه داشته است .



كاش همه آسمانها كنار بروند، همه ديوارها پنجره شوند وتو در چشمان من بنشينی و بگويي كه

هنوز در عطر سيبي و در سلام دختر بچه ي معصوم ودر آواز سيب سرخ .



بدان كه هيچ گاه بركه ي فكرم از ماهيهاي ياد تو جدا نخواهد شد وبدان كه هيچ گاه گردو غبار زمان

بر روي ياد و نام و خاطرت نخواهد نشست وهر شب سراغ تو را از كساني كه به دنبال ماه مي دوند

مي گيرم .
دیدگاه ها (۱۹)

به بعضیا باس گفت: بابا نمودی ما رو بس که عکس گذاشتی...بسه دی...

رهایم کردی و رهایت نکردم. گفتم حرف دل یکی است ... هفتصدمین...

يک قصه روزي و ساعتي آغاز مي شود و بعد از اتفاقات تلخ و شيري...

آه ای دل ، من همی دارم سخن با تو ؛ فقط با تو ! نه کس خواهم...

امان زان روزی ک شاخه گل سرخ باغ چیدموز ذات زهر خار خلیده فری...

در پادشاهی اتلگارد، شما به عنوان پرنسس سنگی شناخته می‌شوید. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط