{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:82

-دوستت دارم، نمیزارم بری....
سرم گیج رفت....
بدنم شل شد....
و توی دستاش افتادم....
-سوجین...سوجین...سوجین خوبی؟ معذرت میخوام سوجین...حالت خوبه؟
+سرم....
-چیشده؟
+سرم گیج میره...
بلندم کرد و اروم نشوند روی تخت....جلوم زانو زد و دستام رو گرفت....
-خوبی؟
+ف..فقط یه لحظه....سرم گیج رفت‌....
نفس عمیقی کشید...
سرش رو روی پاهام گذاشت....
-خوبی؟ مریض شدی؟؟؟
+نه...
سرم رو تکون دادم....
-یه چیزی شده....
+نه...چیزی نیست....
-همینجا صبر کن....یه دکتر میارم اینجا...
+نمیخواد....خوبم...
-لازمه، چندروز از اینجا دور بودی، حواسم بهت نبوده‌...شاید مریض شده باشی...
دیدگاه ها (۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط