پارت اخر

که یهو ینفر اومد و شروع کرد بوسیدنم منم کارام دست خودم نبود و بوسیدمش که دیدم کشیده شدم یه طرف و یه سیلی خوردم
ویو جی
-از سر کار برگشتم هر چقدر ات رو صدا زدم جواب نداد گوشیشو ردیابی کردم که دیدم باره دیوونه شدم یه لحظه رسیدم اون باره که دیدم بله خاتم داره ینفرو میبوسه رفتم جداش کردم و یه سیلی زدم بهشو رفتم سراغ مرده و کلی زدمش بعدش دست ات رو گرفتم و بردمش تو ماشین
+جی دستم
-خفه شو(عربده و سیلی)
+ج.جی
-ات خفه شو مگه اینکه نرسیم
ویو ات
+خیلی ترسیدم مستی کاملا از سرم پرید رسیدیم خونه دستمو به طرز وحشتناکی کشید تو خونه و انداختم زمین
-ات ات چرا منو دیوونه میکنی ها
+ج..جی من..منو ببخش (زانو زد) ببخشید من من غلط کر م تکرار نمیشه
∆جی برگشت سمتش و نگاش کرد تصمیم گرفت که خودش اون لبارو جوری پاره کنه که ات حتی نتونه غذا بخوره پس دست به کار شد و روش خیمه زد و محکم میبوسیدش و لباساشو در اورد ...خب انتظار داری بنویسم برو پی کارت بچه این چیزا واست ضرر داره اینم تسبیح و واسه ات یه ویلچر پیدا کنید ممنونم📿📿📿
دیدگاه ها (۴)

bts

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

پنهان عشق

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

عشق خیانت انتقام

مربی موتور سوار

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

رمان

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط