{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنجم

پارت پنجم
سوک جا ویو
چشمام رو باز کردم
سرم بدجور درد می کرد
بعد اینکه اون روباه لعنتی رو فرستادم پی کارش بیهوش شدم
آخرین چیزیم که شنیده بودم صدای جیغ ا/ت بود
ولی الان....صدای بچه میومد؟؟
با شک و ترس از خواب بیدار شدم که دیدم ا/ت و جین روبروم هم نشستن و ا/ت یه بچه ی کوچولو که پوستش مثله برف سفید بود تو بغلش بودಠ_ಠ
×بالاخره بیدار شدی؟
-واقعا بدنیا اومده؟؟؟؟
+آره ببینش چقدر نازه....ولم می خواد یه لقمه اش کنم جیگر بابایی(از این قربون صدقه های مخصوص باباها)
×جینن! این مثل خودت یه گرگه! خرگوش که نیست
+آره ولی این پرنسس کوچولو مثل مامانش خوردنی و نازه!
-صبر کن ببینم دختره؟؟؟؟؟؟
×اوهوم
-نهههههه من می خواستم پسر باشهههه اونوقت بدنش ترکیبی بابا و عمه سیاه قهوه ای سفید باشه انقد جذاب میشه دل کل حیوونای دشتو میبره(احساس می کنم ابهت انسانارو زیر سوال بردم با این جمله😂)
+نخیرم اتفاقا دختر خوشگل تره با اینکه تازه بدنیا اومده نگاه چقدر خانوم و خوشگله! انگار توی قصر بزرگ میشده تو این نه ماه
×جین عزیزم منم اینجام*لبخند ملیح*
+می دونم حسودی می کنی ولی ایشون کپی خودته فقط با این تفاوت که گرگه! موهای نرم و خوشبوشو ببین‌....یعنی ممکنه مثله تو خوشگل و دوست داشتنی باشه؟
×به نظرت یه گرگ ماده مثه من خوشگله؟
+چرا خوشگل نشه؟ اون همین الانشم یه پرنسس خوشگله مثل مامانش
-ایییش برید اونور بابا عقم گرفت ایشالله به حق هفت بنگتن و آل بیگ هیت یه بچه میارم مثه دوست پسرم خوشگل میشههههه شمام چشتون درمیاد از این حرفای عاشقانمم بعد زایمان میزنم که
ا/ت و جین همزمان:حسووووود*بعد می خندن*
پایان
دیدگاه ها (۰)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

اسم داستان :{{پریود شدن در کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب ...

p2•••مایکی کم کم داشت عصبانی میشد و تقریبا نزدیک بود تصمیم ب...

سناریو جدید

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶¹نامجون تلفنش رو روی میز گذاشت و گفت:نام...

سناریو بلولاک/قفل آبی

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط