یادش بخیر تو مدرسه

یادش بخیر تو مدرسه
زنگ تفریح بابچه ها می‌رفتیم پشت مدرسه اونجا ی گودال خیییلی بزرگ بود ی گودال دراز شیشه
خب گودال نبود حالت قبر مانند داشت که پر از شیشه های کوچک و بزرگ بود
یادش بخیر با بچه ها می نشستیم دورش
عمقش خییلی زیاد نبود ولی پاهامون به ته گودال نمی رسید
نفری ی تیکه شیشه بر می‌داشتیم به نوبت از بد بختی هامون می‌گفتیم و می‌زدیم
اوایل فک میکردم اینا خلن که اینکار رو میکنن اما بعد ک نوبت خودم شد فهمیدم این کار چ لذتی داره
بدترین موقع وقتی بود که زنگ کلاس میخورد
باید سریع دستای خونیمون رو میشستیم و به کلاس می رفتیم
یادش بخیر. اولین بار خییلی محکم زدم یادم میاد سرکلاس درد دستم دیونم کرده بود
هع‌... یادش بخیر .. چ دوران خوبی بود... کاش زودتر مدرسه ها باز شن ... این دفعه دردام بیشتر از قبله
میگم و میزنم .... خدا رو شکر ی دوستایی دارم که بدون چون چرا و نصیحت به درد هات گوش کنن
دیدگاه ها (۸۵)

#عشق در نگاه او part 2خلاصه بعد چند دقیقه سوزا اومد و بهم زن...

پارت 3

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

پارت ۳۹

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم --------Part26

چند پارتی بازی ممنوع

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۱۰: «جایی که همه‌چیز شروع شد»پایان داستا...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط