....
....
بی وفا شادی و نبضم را به یغما برده ای
پا به پای خسته ام افسوس و غمها خورده ای
بی وفا آگه نه ای از حال زار خسته ام
من اسیر حسرت و از یاد دنیا رفته ام
بی وفا آسوده بودم از دل و عشق و وفا
تا به کارم آمدی شادی شدش از من جدا
بی وفا بازی گرفتی قلب و روح خسته ام
تو کنار دیگری ، من بر همه در بسته ام
بی وفا با رنج تو رنگ نگاهم خاکی است
با منت بودن سراب و عمق عشقت خالی است
بی وفا با بازی ات از پا در آوردی مرا
تو مرا سوزانده ای ، پرپر زدن دیگر چرا؟
بی وفا در آسمان من همیشه ماه بود
سینه من خانه آخر کدامین آه بود ؟
بی وفا ماه شبانم را پراندی ای دریغ !!
کاش شمعی داده بودی جای ماهم نارفیق
بی وفا با یاد تو بر خانه ی اندوه و غم مهمان شدم
با جفایت روز وشب حیران و سرگردان و بی درمان شدم....
بی وفا شادی و نبضم را به یغما برده ای
پا به پای خسته ام افسوس و غمها خورده ای
بی وفا آگه نه ای از حال زار خسته ام
من اسیر حسرت و از یاد دنیا رفته ام
بی وفا آسوده بودم از دل و عشق و وفا
تا به کارم آمدی شادی شدش از من جدا
بی وفا بازی گرفتی قلب و روح خسته ام
تو کنار دیگری ، من بر همه در بسته ام
بی وفا با رنج تو رنگ نگاهم خاکی است
با منت بودن سراب و عمق عشقت خالی است
بی وفا با بازی ات از پا در آوردی مرا
تو مرا سوزانده ای ، پرپر زدن دیگر چرا؟
بی وفا در آسمان من همیشه ماه بود
سینه من خانه آخر کدامین آه بود ؟
بی وفا ماه شبانم را پراندی ای دریغ !!
کاش شمعی داده بودی جای ماهم نارفیق
بی وفا با یاد تو بر خانه ی اندوه و غم مهمان شدم
با جفایت روز وشب حیران و سرگردان و بی درمان شدم....
- ۲.۰k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط