″ تکپارتی جین ″ { درخواستی }

″ تکپارتی جین ″ { درخواستی }

هوا سرد شده بود...
باد از بین درختا رد می‌شد و هر برگ خشک یکی یکی میوفتادن زمین...
من روی نیمکت پارک نشسته بودم…
همون‌جایی که آخرین بار جین گفته بود "زود میام منتظرم بمون"

اما نیومده بود...
سه روز گذشته بود...

سه روزی که هیچ‌کس ازش خبر نداشت سه روزی که هر دقیقه‌ش مثل شکنجه بود
گوشیم دست‌هام… یخ زده بودن از سرما
ولی قلبم؟
داغ‌تر از هر چیزی...

ا.ت (زیر لب، با بغض): جین… کجایی آخه …

چشم‌هام می‌سوخت هیچ‌وقت این‌قدر منتظرکسی نبودم.
فکر می‌کردم… شاید تصمیم گرفته ولم کنه...
شاید خسته شده باشه ازم...
شاید… دیکه منو دوست نداره

هر سناریویی تو سرم می‌چرخید
و هرکدوم بدتر از قبلی بود...

یه لحظه…
قدم‌های کسی پشت سرم مکث کرد...
اسممو صدا زد...

جین: ا.ت…؟

انگار دنیا بطور عجیبی وایستاد...
چرخیدم سمتش...

اون... اون جین بود!
از شدت سرما دماغش قرمز شده بود

همین که دیدمش فوری بغضم ترکید....

ا.ت: جین؟ تویی؟ خیلی دلم واست تنگ شده بود:))))

اشک‌هام بدون اجازه می‌ریختن جین قدم برداشت سمتم اما عقب رفتم
درسته دلم واسش خیلی تنگ شده بود ولی اون منو ول کرده بود:))

ا.ت: سه روز… سه روز هیچ خبری ازت نبود... فکر کردم… فکر کردم کلا ولم کردی رفتی…

جین نزدیک شد چشم‌هاش پر از پشیمانی بود...

جین (آروم، پشیمون): می‌دونم…می‌دونم اذیتت کردم ولی من…
مجبور بودم ا.ت من لایق تو نبودم... من لیاقت تورو ندارم

قلبم درد کرفت...
چشم‌هام گرد شد...

ا.ت: لیاقت…؟
جین من بدون تو نمیتونم زندگی کنم بعد تو درباره لیاقت حرف میزنی؟

باد شدت گرفت برگ‌ها دورمون می‌چرخیدن(چقد صحنه رمانتیکی باح باح🗿🤌🏻)
انگار دنیا داشت صحنه رو برای ما درست میکرد

جین یک قدم دیگه نزدیک شد این‌بار عقب نرفتم...

دستشو آورد بالا و پشت گردنم گذاشت...

گرمای دستش تمام اون سه روز دلتنگی سرد لعنتی رو از بین برد

جین: خیلی دلم برات تنگ شده بود...

نفسم بریده شد...

ا.ت: جین…(اروم)

جین پیشونیشو چسبوند به پیشونی من نفساش داغ بود چشم‌هاش نیمه‌بسته

جین: دیگه نمیرم ببخشید که تنهات گذاشتم این چند روز رو...

لب‌هام لرزید اشک‌هام افتاد روی انگشتاش..
اما این‌بار… از درد نبود.
از ارامش عشقمون بود

ا.ت: قول بده دیگه هیچ‌وقت نذاری تنها بمونم..

جین: قول میدم...
حتی بیشتر از قول حاضرم زندگیمو بدم که کنارم بمونی...

و بعد…کشیدم توی بغلش نه یه بغل معمولی یه بغل محکم عاشقانه و بلند مدت از اونایی که آدم حس می‌کنه دنیا رو دوباره پیدا کرده

سرمو گذاشتم روی سینه‌ش صدای قلبش می‌اومد آروم و منظم و هر ضربه اش…
می‌گفت:

اینجا جایه کسی جز تو نیست....

اون شب بارون قطع شد پارک خالی بود اما عشق همه‌جا رو پر کرده بود.

[ امیدوارم خوشتون بیاد ]
دیدگاه ها (۲)

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

سناریو جدید

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

دوپارتی اسمات درخواستی از جیناسمات از جینا،ت ویوجین بعد از ۳...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط