{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سوم

پارت سوم

عشق ناگهانی


🖤دفعه قبلی به شرطا نرسید اما گذاشتم🖤

که کوک گفت..
کوک: من چرا خب تهیونگم اذیت میکنه عه
تهیونگ: یقه هیچ کس و نگرفتی اومدی یقه منو گرفتی بی ادب

کوک: گگگگگگگگگگگ

دستم بهت نرسه کووووککک

که کوک خاست فرار کنه که آرتینا زود از یقه کوک گرفت گفت

ات: صب کن ببینم کجا کجا همینجا وایسا ببینم، جیمین تو گفتی جونگ کوک بس نبود منم اضافه شدم چیه منظورت چیه از من

مثل اینکه بدجور دلت گریه کردن میخواد اره؟
اوکی خودت خواستی (اینجا پریود هستند) میزان اعصاب صفررر😤😤👹👹👹👺👺👺👺👺
کوک تو ذهنش عجب شیر دختری ها هر جور شده باید اون مال من باشه (با ذهن منحرفانه) 😈😈

شوگا تو ذهنش
من میخوام این خواهر من بشع اومید وارم قبول کنه ما اعضا رو بجز جونگ کوک رو مثل برادر ببینه چون میدونم جونگ کوک عاشق
آرتیناست و تهیونگ هم عاشق یونا

شوگا همه بیان بجز: کوک ، ته، یونا و آرتینا
تهکوک و ات ویونا گفتن : چرااا

شوگا: به دلایلی

ات تو ذهنس گفت این اعضای
بی تی اس واقعا میخوام اونا مثل برادر بزرگترم باشن البته بجز جونگ کوک نمیدونم احساس میکنم به جونگ کوک حس دیگه ای دارم یه حس خاص ، یه حس غیر قابل توصیف 😆😆😊😊😆😆😆عرررررررررررررررررررررررررررررر 😆😆😆😆😆😆❤❤❤❤❤❤❤🙂🙂🙂🙂🙂



شوگا بعد از اینکه ماجرا رو به اعضا تعریف کرد همه اعضا قبول کردن همچنین قبول کردن که، جونگ کوک عاشق آرتیناست و تهیونگ هم عاشق یوناستش❤❤❤


کع اینا نقشه کشیدن که اینارو به همدیگه برسونن


💜شرط 🖤
🖤۳کامنت 💜
💜۵تا لایک 🖤
دیدگاه ها (۴)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

شب تولدم فصل 3پارت 2کلی: حرفی هم مونده تهیونگ: من حرف دارم ب...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت دوم_جایی میان ماچند روز بعد، همه‌چیز ظاهراً عادی بود.جو...

🌙 وارث سایه‌ها | پارت ۱۹صدای بارون آرام روی شیشه‌های عمارت م...

𝓹𝓪𝓻𝓽40(اتو یونجون لباساشون سته یه لباس آبیه راه راهی از زیرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط