جشن دلتنگی میان خاطراتم تازه شد

جشن دلتنگی میان خاطراتم تازه شد
با نگاهت غصه‌ها و داغ‌هایم تازه شد
با نگاهی سرد و خاموش و صدایی گوشه‌گیر
چشم من تا بی‌نهایت با نگاهت تازه شد
اشک‌هایم بی تو پیدا با پنهان می‌شود
زندگی با تو برایم مثل دریا تازه شد
از همان روزی که چشمم مات و مبهوت تو ماند
درد و بیقراری‌هایم تازه شد
انتظار لحظه‌های دیدنت با من نبود
چون نگاهم رو به فردا با نگاهت تازه شد
زیر باران‌ها برایم‌ ارزو‌ها کرده‌اند‌
خنده کردم با بدی‌ها سبزه‌هایم تازه شد
قلبم از احساس پاک و لحظه‌های بودنت
چون سکوت و داغ مادر از فراقت تازه شد
خنده کردم با تمام نارفیقی جهان
نارفیقی‌ها کنارت با رفاقت تازه شد
مهربان باشی برایت مهربانی میکنم
از شکوفه خنده هایت روز‌هایم تازه شد
فاطمه رسول‌زاده
درباره شعر دوستم نظر بدید ☺ ☺
دیدگاه ها (۱)

چند پارت

تولدت مبارک، لینوی دوست‌داشتنی من. 🤍🐰🎂امروز روز به دنیا اومد...

چند پارتی بازی ممنوع

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

ساعتی بعد ‌‌......صدای زنگ اومد جونگ می انقدر سریع بلند شد ک...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

Destiny part 21

تک پارتی ویو ا.ت از شدت خنده روی سرامیک های سرد آشپز خونه در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط