اولین بار که دیدمش ،

اولین بار که دیدمش ،
یه مردِ اخمو و جذاب بود ،
ازاینا که غُرور از گوشه چشاشون میریزه تو صورتتُ صدات بالا نمیاد یه کلام باهاشون حرف بزنی ،
میز من با میز اون پنج متری فاصله داشت ، من یه تازه کار بودمُ اون کارکُشته !
تمام طول روز میدیدمش ،
چای خوردنِ هرروزشُ
برانداز کردنِ ورقه های چاپ شُده با چشایِ جذابشُ ،
حتی دو سه تا تار مویِ سفید کنارِ شقیقشُ ،
اما جذابتر از همه ،
دیدن لبخندش بین اونهمه اخمُ جدیت بود !
بعدِ ناهار که میومد پُشت میزش ،
با یه ژست تکراری موبایلشُ درمیاورد و نگاه میکرد ،
یه لبخند مینشست گوشه لباش که دلِ بی صاحابِ منُ میبُردُ زود هم از لباش جمع میشُد !
لبخندُ که میدیدم دلم هُری میریخت !
هم چون قشنگ بود ،
هم چون میفهمیدم یکی هست ، که باعث لبخندایِ کُشنده و شیرینشه !
اون هیچوقت مالِ من نشد ،
نشد دلیلِ اون لبخند باشم ،
اما همیشه ، یادم میمونه ، خاطره لبخندایی که دلیلش من نبودم !
#عاطفه_رمضانیُ
دیدگاه ها (۱)

#مافیا_عزیز_من#Part29فلیکس با قدم‌های بلند و پرقدرت، در حالی...

اولین بار که دیدمش یه مرد اخمو و جذاب بوددیدن لبخندش بین اون...

#بزرگترین_آرزوP26|فردای آن روز|* یک زندگی جدید*با حس ویبره م...

پارت ۳

رمان گناهکار قسمت دوازدهمداخل ویلا صد برابر از بیرونش خوشگل ...

اسماته اگه حالتون بد میشه نخونیدآخرین بیمار و تا دم در همراه...

"شب‌خاص"'پارت شانزدهم'P¹⁶سرش‌و که بلند کرد و نوتیف گوشیش‌ رو...

#بی_رحم part 20تموم اون شب همونطور گذشت بنطر پدر و مادرم جیم...

دَدی پارت ۲ قسمت ۵

جوجه اردک زشت پارت اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط