{% if state.amp %}
{% else %} {% endif %}
himan2714
۹۴
پسند
کاش همسرم بودی ،
کاش همسرم بودی ،
و در آشپزخانه ی کوچکمان ..
غذا کمی می سوخت ،
شیر سر می رفت ,
یک بشقاب چینی می شکست ،
و من ..
مثل مردهای قدیم
داد میزدم
حواست کجاست زن
و تو آرام می گفتی
به شما; آقا
دانلود
۲.۲k
۲۳ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (
۱۸
)
ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...
خانه ای در کنار میدان نبرد پارت ۲
(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁶﴿ویو تهیونگ﴾همهچیز در یک لحظه متوقف ش...
🖤 غریبهای که حس آشنایی داشت پارت ۱۹ | «آشپزخانه دوباره به ج...
سناریو کازوتورا درخواستی
هوا رو به تاریکی میرفت و حیاط مدرسه تقریباً خالی شده بود. ت...
از دشمنان تا عاشقان
......پارت چهاردهم.....
پارت ۳نور ملایم ماه از پنجرهی قدی و بزرگ اتاق روی فرشهای گ...
دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین