روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن

روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن
از در نشد از پنجره، زوری خودت رو جا نکن
آدمکای شهر ما، بازیگرایی قابلن
وقتش بشه یواشکی رو قلب هم پا می ذارن
دیدگاه ها (۶)

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت چهارم | پیام مرموزا....

برده عمارت جئون

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

اگه هدف‌های بزرگی داری، ولی هم‌زمان کارهات رو عقب می‌ندازی، ...

پارت دوم: کلیدِ طلایی قفل در قفلپیام رمزی روی صفحه‌ی رادیو ث...

نصف عمرم؟...چرا فقط نصفش،پرنسس؟چرا کُلِش رو نمیخوای؟...نور م...

𓆩 پارت ۶۸ 𓆪 🖤ات با ناباوری به مرد خیره شد.— تو از کجا منو می...

پارت ۱۸ وارد خونه‌ی تهیونگ شدم.چراغ اضطراری کوچکی روی میز رو...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 2 | مرد عنکبوتی سیاهکه یهو....تَق!صدای برخورد چیزی ب...

عزیز چشمای منتظرم، شهر من کوچیکه، چن تا خیابون بیشتر نیست. خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط