برگشتم پارت 3

برگشتم پارت 3

دامیان:( بیاد با انیا مهربون باشم اگه نباشم منو میکشن و کارم تمومه 😀)
داناوان:دامیان تو باید نامزد کنی
دامیان:با کی؟
داناوان:با انیا
دیت و ملیندا:😨😨
دامیان:چشم
ویو انیا :
همه منو نگاه میکنن؟ چرا؟؟ فهمیدم الان انیا دزموند شدم خب عادت میکنم 😺
انیا برگشت که داناوان به انیا گفت تو بیاد نامزد کنی :من نمیخوام عههه نمیخوام نمیخوام من رفتم
نگهبانا جلوش گرفتن :نع

انیا :هه هه میدونی من کی هستم 💅🏻🤓؟ با یه حرکت کارشون تموم کرد :بسه دیگه و یه تفگ درود دامیان:این با خودت بردی؟ 😨 انیا :دشمنان زیادن
داناوان:بس کن دیگه تو 21 سالته
انیا :نمیخوام یعنی نمیخوام کاشت بابایی بود 🤦‍
همون لحظه لوید وارد میشود 😂
انیا :بابایی انیا نجات بدی؟ 🤩
لوید :نع برای گرفت مدارک امدم
انیا :بابا داری شوخی میکنی؟ عععع من که رفتم
و چند تا شلیک کرد :من خوانواده دزموند خراب میکنم 😎
دامیان:🍅
داناوان :انیا دزموند بیا اینجا
لوید :اقای دزموند انیا دخترمه پس حق ندارین دزموند شه
و لوید رفت
ویو انیا

هععععی باید با خره( دامیان )نامزد کنم؟ نه من کار دارم قراره چند نفر از ترکیه میان اینجا بیاد خوش امد بگم

ویوی توی فرودگاه

(بچه ها اگه فیلم زیر زمین دیدن میخوام باهاش ترکیب کنم اگه ندیدین برید ببینید )
حیدر علی :ملک بیا پیشم
ملک:بابا باشه
پاشا:داداش ولش کن یکم خوشحال باشه
انیا :خوش امدین بوسکرت کجاس؟
بوزو( بوسکرت ):اینجام نی نی( لقب شه)

انیا :من برا شما ویلا خریدم که راحت باشید و بعدا برا کار حرف میزنیم
دیدگاه ها (۴)

P16خونه فورجر ها انیا:من اومدم یور:خوش اومدی اندر:تا این مقه...

عشقی حقیقی

گل لیلیوم پارت ۲وایز در واقع صلح جهانی رو در کمک کردن به دان...

آوای شب پارت ۳۲ویو نویسنده بعد داستانی که در جنگل اتفاق افتا...

ادامه ویو دامیان رفتم تو اتاق که انیارو ببینم که دیدم یک مرد...

P4F2انیا:ببخشید دامیان ولی من هر وقت میام این جا گوشیم رو می...

part¹¹ویو جونگکوک::وقتی به مقصد رسیدم ماشینم و پارک کردم و ر...

Love you پارت سیزدهم&اول تو برو دوش بگیر-یا چ فرقی دار هردو ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگرسیدم به اتاق...

رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط