عاشقم باش part 5
سرمو بلند کردم دیدم جدی داره به برگه ها نگاه میکنه! وقتی دید ساکتم بهم نگاه کرد و سرشو کج کرد:
_ادامه بده!
+ ب...بله،خب تمام سفارشاتی که داشتیم،شاتگان Viva،اسنایپر ، اسلحه Ak117 و Ak47،دسته ی M4 و M13 بوده؛ منتها تعدادشون بالا و پایین داره!
_ قدیمی ترین مشتری که داریم کیم وون بینه که تقریبا ۵ سالی میشه که باهامون قرار داد میبنده، لیست تجهیزات درخواستیش چیه؟!
صفحات رو ورق زدم و رسیدم به اسمش:
+کیم وون بین،لیست تجهیزات: Ak117,Ak47,شاتگان Viva
_ تعدادشون بالاست درسته؟!
+بله رئیس
_ بقیه چی؟! چند نفر بعد اسمش رو بخون.
+ لی دون ووک: M13,M4,اسنایپر
جانگ هه سو: Ak147,Ak47, اسنایپر
جون تاعه وون:Ak117,Ak47
همشون تقریبا یجور درخواست تجهیزات داشتن و فقط یک چیز توی سفارشاتشون فرق میکنه!
_پس یعنی...کاملا باهم هماهنگ شدست!
صداش از پشت سرم اومد و باعث شد یهو از جام بپرم! دست راستش رو از کنار بدنم رد کرد و گذاشت روی میز و با اونیکی دستش روی لیست رو نشون داد:
_نتیجه گیریت اینه که همشون یک درخواست رو دارن و فکر میکنی تمام درخواست هاشون به یک منبع مشترک میرسه؟!
تمام دقتم روی دست راستش رفت که پر تتو بود! خیلی توی چشم بود و اون رگ های دست متورمش هم زیباییش رو دو چندان میکرد؛ بی اختیار جواب دادم:
+بله همشون یه مسیر رو در پیش گرفتن!
_(تک خنده)...به نظر میاد بیشتر از یه منشی به کارم میای!
نفساش به گردنم میخورد و باعث میشد تمام بدنم مور مور بشه!دست چپش رو کشید روی برگه ها و در پوشه رو بست!
یکم که ازم فاصله گرفت خیالم راحت شد و یه نفس عمیق کشیدم که یهو دستشو دور کمرم حلقه کرد و منو کشید طف خودش که بهش خوردم و سرشو برد داخل گردنم و محکم نفس کشید!
انقدر شوکه شده بودن که نمیدونستم باید چیکار کنم! دست راستشو آورد جلو و موهام رو زد کنار و همرو به یه سمت هدایت کرد و بعد گرمای لبش رو روی گردنم حس کردم!
چرا داره این کارو میکنه؟!
+ ر...رئیس...دارین...چیکار میکنین!!!( ترسیده)
_ هیششش! دارم از هوش و ذکاوت منشیم لذت می برم!
_______________________________________
بچه ها فقط برای اینکه فیکمون جذاب تر بشه یکسری اسم درباره ی اسلحه ها دادم،امیدوارم خوشتون بیاد😉💜
برام کامنت بزارید و نظراتتون رو تا اینجای رمان بگید خوشگلااااااا💜💜💜
_ادامه بده!
+ ب...بله،خب تمام سفارشاتی که داشتیم،شاتگان Viva،اسنایپر ، اسلحه Ak117 و Ak47،دسته ی M4 و M13 بوده؛ منتها تعدادشون بالا و پایین داره!
_ قدیمی ترین مشتری که داریم کیم وون بینه که تقریبا ۵ سالی میشه که باهامون قرار داد میبنده، لیست تجهیزات درخواستیش چیه؟!
صفحات رو ورق زدم و رسیدم به اسمش:
+کیم وون بین،لیست تجهیزات: Ak117,Ak47,شاتگان Viva
_ تعدادشون بالاست درسته؟!
+بله رئیس
_ بقیه چی؟! چند نفر بعد اسمش رو بخون.
+ لی دون ووک: M13,M4,اسنایپر
جانگ هه سو: Ak147,Ak47, اسنایپر
جون تاعه وون:Ak117,Ak47
همشون تقریبا یجور درخواست تجهیزات داشتن و فقط یک چیز توی سفارشاتشون فرق میکنه!
_پس یعنی...کاملا باهم هماهنگ شدست!
صداش از پشت سرم اومد و باعث شد یهو از جام بپرم! دست راستش رو از کنار بدنم رد کرد و گذاشت روی میز و با اونیکی دستش روی لیست رو نشون داد:
_نتیجه گیریت اینه که همشون یک درخواست رو دارن و فکر میکنی تمام درخواست هاشون به یک منبع مشترک میرسه؟!
تمام دقتم روی دست راستش رفت که پر تتو بود! خیلی توی چشم بود و اون رگ های دست متورمش هم زیباییش رو دو چندان میکرد؛ بی اختیار جواب دادم:
+بله همشون یه مسیر رو در پیش گرفتن!
_(تک خنده)...به نظر میاد بیشتر از یه منشی به کارم میای!
نفساش به گردنم میخورد و باعث میشد تمام بدنم مور مور بشه!دست چپش رو کشید روی برگه ها و در پوشه رو بست!
یکم که ازم فاصله گرفت خیالم راحت شد و یه نفس عمیق کشیدم که یهو دستشو دور کمرم حلقه کرد و منو کشید طف خودش که بهش خوردم و سرشو برد داخل گردنم و محکم نفس کشید!
انقدر شوکه شده بودن که نمیدونستم باید چیکار کنم! دست راستشو آورد جلو و موهام رو زد کنار و همرو به یه سمت هدایت کرد و بعد گرمای لبش رو روی گردنم حس کردم!
چرا داره این کارو میکنه؟!
+ ر...رئیس...دارین...چیکار میکنین!!!( ترسیده)
_ هیششش! دارم از هوش و ذکاوت منشیم لذت می برم!
_______________________________________
بچه ها فقط برای اینکه فیکمون جذاب تر بشه یکسری اسم درباره ی اسلحه ها دادم،امیدوارم خوشتون بیاد😉💜
برام کامنت بزارید و نظراتتون رو تا اینجای رمان بگید خوشگلااااااا💜💜💜
- ۹.۱k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط