فن گفت كه چانيول با يكي / دوتا از دوست‌هاي مردش اونجا بود

فن گفت كه چانيول با يكي / دوتا از دوست‌هاي مردش اونجا بود و دلش ميخواست كه باهاش صحبت كنه اما چون مي‌ترسید که مزاحمش باشه فقط پوكرفيس سرجاش نشست. فن گفت ديد كه چانيول توي نتفليكس، ”Who is a wolf“ ـو نگاه ميكنه و بعد اينكه فيلمش تموم شد، با انگشت هاش روي رون پاش ضرب گرفت و ريتم ميزد. و فن حدس زد كه يول آهنگ Seikai رو گوش ميكنه. فن خيلي دوست داشت كه يه عكس يا امضا از چانيول بگيره و وقتي هواپيما فرود اومد و همه وايستادن تا كيف و كوله هاشون رو از باكس هواپيما بردارن، فن سعي كرد كه چمدون دستي‌شو برداره كه بلافاصله چانيول به سمت فن رفت، چمدون‌شو برداشت و پایین و جلوي پاش گذاشت. بدون اينكه حتي فن ازش بخواد اينكارو كرد. وقتي توي لاين ايستاده بودن تا از هواپيما پياده شن، فن پشت سر چانيول ايستاده بود و بلاخره از يول پرسيد كه، ”تو چانيولي نه؟“ و چانيول بهش نگاه كرد و آروم جواب داد؛ ”بله.“ فن كه خيلي مضطرب شده بود به چانيول گفت؛ ”من ده ساله كه طرفدارتم“ و يول مستقيم به فن نگاه كرد و گفت؛ ”خيلي ممنونم~“فن به چانيول گفت؛ ”من قراره كنسرت بكهيون تو ماكوهاري و ببينم، توهم مياي كنسرتش؟“ چانيول هم جواب داد؛ ”بله، شايد منم بيام“ و بعد، فن از چانيول پرسيد؛ ”امسال نميري نيكسو اسكي؟“ و چانيول گفت؛ ”اين روزا زياد اسكي نميرم“ و مكالمه كوتاهي به اين شكل داشتن، و در آخر فن به چانيول گفت كه از سفرش به ژاپن لذت ببره. اين فن گفت خيلي استرس داشته چون چانيول خيلي صميمي باهاش برخورد كرده و موقع صحبت كردن باهم، مستقیم به چشمهاش خیره میشده. فن گفت چانيول هيچ ميكاپي نداشت اما چشمهاش همچنان درخشان و خيلي زيبا بودن. فن هیچوقت فکر نمیکرد همچين اتفاقي براش بيوفته و مثل يه رويا ميموند براش و بعد از ديدن چانيول از نزديك و رفتار محترمانه و صميميش، حتي بيشتر از قبل تحسينش ميكنه. فن گفت؛ ”يه بار ديگه فهميدم كه آيدل بودن واقعاً كار خيلي سختيه چون نميدونيد كي، كجا يا كي شما رو زير نظر داره و نگاهتون ميكنه. خوشحالم كه هميشه همچين آيدلي رو استن ميكردم، ممنونم ازت“» 🥺❤️

#fanaccount #chanyeol
دیدگاه ها (۱۵)

اوخییییی

ㅤㅤㅤㅤ 輝く太陽 !!‌྄‌᳢𝇁🍀𝇁ܶܶ܏‌꯭ ‌ ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤı‌‌𝗍ⲋ 𝖺 𝚁𝗈𝗒𝖺𝗅 𝚀𝗎𝖾𝖾...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

پارت ۳۳

اجرای کامل"THIS & THAT"استری کیدز در"موزیک کور"😍🔥🔥هان داشت ک...

اون خیلی تنها بود...شاید خانوادش بودن ، شاید دوستاش بودن ، ش...

وقتی بعد از از دعوای دعوای با دوست پسرت مجبور بودید شب پیش ه...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 37جشن قصر از چیزی که ویولت تصور می‌ک...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 25شوگا هنوز پشت شیشه اتاق ایستاده بود و نمی‌ت...

پارت ۲۱ :

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط