وقتی که تو روز آفتابی را

وقتی که تو روز آفتابی را
در کوچه ی پرسه های پاییزی
با حس زنانه دوست میداری
 احساسِ غرور میکند خورشید

 وقتی که سحر، هنوز خواب آلود
از بستر خود، کناره می گیری
شب با خورشید کینه می ورزد
کو را ز تو دور میکند خورشید

 هر صبح که بار می دهی با لطف
در مقدم خویش عاشقانت را
پیش از همه با صدای بیدارش
 اعلام حضور می کند خورشید

 در غلتاغلت خواب قیلوله
وقتی که شعاع آرزومندش
از پنجره بر تن تو می تابد
احساس سرور می کند خورشید

 گفتند: زمین خالی از جذبه
در حیطه آفتاب می چرخد .
اما تو که راه می روی گویند :
 بر خاک عبور می کند خورشید

 وقتی به غروب چشم می دوزی
پیش از رفتن برای فردا صبح
از چشم تو کاسه ی بلورش را
  سر شار ز نور می کند خورشید

 آنک آفاق، غرق لبخندی
آمیخته با رضایت و لذت
انگار که از تو خاطراتی را
 در خویش مرور می کند خورشید ...

#منزوی #حسین_منزوی #غزل #غزل_معاصر #عشقه
دیدگاه ها (۵)

پارت 5

بسم الله الرحمن الرحیم ‌چگونه رفتن :تو آنگاه قادری که براستی...

فیک جونگکوک

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

My Arirang Part ۲۶جونکوک احساس ضعفی ناگهانی در پاهاش کرد که ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁵....

سناریو: ماه سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط