من امشب بجای خیلی‌ها تکبیر می‌گم

من امشب بجای خیلی‌ها تکبیر می‌گم

بجای میرزا کوچیک
که جلوی دشمن ایستاد تا پای خارجی‌ها به رشت باز نشه.
و الان نیست که ببینه خارجی‌ها
از ایران که هیچی از منطقه دارن پرت میشن بیرون.

بجای رییسعلی تکبیر میگم
که میخواست خارجی‌هارو از بوشهر بیرون کنه
و الان نیست که ببینه همون خارجی‌ها توی خلیج فارس شلوارشون رو با دیدن ما خیس می‌کنن.

بجای چمران تکبیر میگم
که رفت لبنان شاگرد تربیت کنه
و نیست که ببینه الان لبنانی‌ها دستشون روی‌ ماشه‌ی موشک‌هاشونه تا از انقلاب اسلامی دفاع کنن.

بجای همت و خرازی و باکری تکبیر میگم
که نیستن ببینن نه تنها یه وجب خاک به بعثی‌ها ندادیم، بلکه الان دستمون با عراقی‌ها گردن همه علیه آمریکا

بجای امام تکبیر میگم
که بعد از چندصد سال پای متجاوز و بیگانه رو از این خاک برید...

امشب بجای هزاران شهیدی تکبیر میگم که جونشون رو دادن تا من آزاد باشم.
الله اکبر
الله اکبر
الله اکبر
🇮🇷
دیدگاه ها (۴۱)

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭بزن بریممممم رمان :«استاد ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

همه از پارک جیمین می‌ترسیدن.قدرتمندترین مافیای آسیا؛ مردی که...

پارت: 32 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**صدای جیغ و همهمه‌ی تماشاچ...

p12بچه ها بهونه دست شویی برای دامیان بود و کتاب خونه هم برای...

ابلیس

پارت ۳۲

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

Forbidden love①③کوک: به من نگاه کن... یعنی این تو بودی؟گیج و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط