روبه روی آینه می ایستم...

روبه روی آینه می ایستم...
خودم را نگاه میکنم که چگونه دلش را شکسته اند..!
دست میکشم روی گونه هایش و آرام در آغوشم میگیرم‌اش...
به چشم هایش خیره میشوم؛
برایم میگوید:
از انزوای درونش...
برایم میگوید:
از سیلیِ محکمِ روزگار بر صورتش ...
برایم میگوید:
از بی رحمی های مردم در حقش...
برایم میگوید:
از هزاران هزار دردِ دیگرش و من‌ آرام اشک میریزم...
دست هایش را میگیرم و زمزمه میکنم که خودم جان نگران نباش ،،
تو من را داری و من تو را...
حتی اگر همه ی مردمِ دنیا به ما پشت کنند و رهایمان کنند،
ما هیچوقت هم را تنها نمیگذاریم و کنارِ هم میمانیم...!
با هم حصارِ تنهایی را میشکنیم و از زندانِ نامردی ها فرار میکنیم...
تو غصه نخور، من کنارت میمانم...!
دیدگاه ها (۸)

راز خون پارت سوم

پرنسس ناخواسته

صدای شلیک

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونینPART: oneهمه چیز از ان شب خفناک شر...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 28یونگی که کنار دیوار ایستاده بو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑤چقدر زیباست کسی را دوست بداریم...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۲ زنگ تفریح خورد.فلیکس از کلاس بیرون ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

**پارت ۲۲**سالنِ بزرگ و تاریک، پر از دودِ سیگارهای برگ و بوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط